555
تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2

۱۹۷۵.از احكام اميرالمؤمنين عليه السلام هست كه در يك روز پنج كس را به تهمت زنا بگرفتند و پيش او بردند و او در ايشان پنج حكم مختلف كرد؛ بفرمود تا يكى را رجم كردند و يكى را حدّ زدند و يكى را نيم حدّ زدند و يكى را تعزير كردند و يكى را رها كردند. او را گفتند:يا اميرالمؤمنين! حادثه يكى است و تو پنج حكم مختلف فرمودى.
گفت: «اگر چه حادثه يكى است، احوال و وجوه مختلف. امّا آن را كه رجم فرمودم، محصن بود و بر محصن رجم است به اجماع و سنّت. و امّا آن را كه حدّ زدم، محصن نبود و بر نامحصّن حدّ است تمام. و امّا آن را كه نيم حدّ فرموده بودم، برده بود و بر برده نيم حدّ آزاد است. و امّا آن را كه تعزير فرمودم، كودكى بود و بر او حدّ نباشد. او را ادب فرمودم تا ديگر نكند. و امّا آن را كه رها كردم، ديوانه بود. بر ديوانه قلم تكليف نيست».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 4، ص 4)

۱۹۷۶.روايت كردند از اميرالمؤمنين على عليه السلام شراحه را در روز پنجشنبه حدّ فرمود زدن و روز آدينه رجم كرد او را. گفتند:يا اميرالمؤمنين! دو حدّ زدى او را؟
گفت: «بلى، جلدتها بكتاب اللّه ورجمتها بسنّة رسول اللّه ؛ به كتاب خداى او را حدّ زدم و به سنّت رسول رجم كردم او را».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 4، ص 5)

۱۹۷۷.اميرالمؤمنين عليه السلام حكم كرد در مردى كه بر خود اقرار داد به حدّى كه خداى را هست بر او و بيان نكرد كه چه حدّ است. گفت:«او را چندانى مى زنند تا او گويد بس».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۳ ، ج 4، ص 10)

۱۹۷۸.باقر عليه السلام گفت:«حدّ المفترى، با جامه زنند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 4،
ص 14)

1.همان، ص ۶۹.

2.همان، ص ۷۱.

3.همان، ص ۸۰ ـ ۸۱.

4.همان، ص ۸۸.


تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
554

(تفسير ابوالفتوح رازى ۱ ، ج 3، ص 450 ـ 451)

۱۹۷۱.اميرالمؤمنين عليه السلام گفت:«و اللّه كه ايشان را حشر نكنند بر اقدام (يعنى پياده)؛ بل ايشان را اشتران آرند به پالاى زر و نجيبانى به زينهاى ياقوت. اگر خواهند بروند و اگر خواهند بپرند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۲ ، ج 3، ص 490)

۱۹۷۲.در تفسير «عهد» در آيه شريفه:«لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»۳ ، صادق عليه السلام گفت: «مراد به اين عهد، وصيّت است كه مرد عند حضور اجل وصيّت كند».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۴ ، ج 3، ص 491)

۱۹۷۳.جعفر بن محمد الصّادق عليه السلام گفت:«طه، طهارت اهل بيت رسول است».

(تفسير ابوالفتوح رازى ۵ ، ج 3، ص 495)

۱۹۷۴.محمّد بن خالد البراقى روايت كرد از پدرانش، از محمد بن ابى نصر كه از صادق عليه السلام پرسيدند كه خداى تعالى خلقان را چرا آفريد؟
گفت:
«براى آنكه تا نعمتها كه در لم يزل مقدور او بود اظهار كند خلقان را در لا يزال و افاضه احسان خود بر ايشان».
آن گه گفت: «خداى تعالى خلقان را بيافريد و از ايشان مستغنى بود. نه براى حرّ منفعتى آفريد ايشان را و نه براى دفع مضرّتى. و پيغمبران فرستاد به ايشان و بيان حلال و حرام كرد ايشان را تا فصل و تميز كند ميان حق و باطل و هر كه احسان كند او را، مكافات كند به بهشت و هر كه اسائت كند او را، مكافات كند به دوزخ».

(تفسير
ابوالفتوح رازى ۶ ، ج 3، ص 644)

1.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۳۶ ـ ۳۷.

2.همان، ص ۱۱۸.

3.مريم (۱۹): آيه ۸۷ .

4.روض الجنان، ج ۱۳، ص ۱۱۹.

5.همان، ص ۱۲۹.

6.روض الجنان، ج ۱۴، ص ۶۰ ـ ۶۱.

  • نام منبع :
    تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي ج2
    سایر پدیدآورندگان :
    علوي، ابوالحسن
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1384
    نوبت چاپ :
    اوّل
تعداد بازدید : 41986
صفحه از 647
پرینت  ارسال به