پژوهشي در اشعار وصيت - صفحه 92

وى اين اشعار را خطاب به ابوالمظفر هبه اللّه فرزند امام موسى بن جعفر(ع) سروده. امامان شيعه را از امام كاظم(ع) يكى يكى ستوده تا به حضرت على(ع) رسيده و او را به عنوان وصى پيامبر(ص) و نخستين مسلمان معرفى كرده.
او اين شعر را با الهام از اشعار ابونصر عبدالعزيز بن عمر بن نباته كه خطاب به محمد بن عمر علوى سروده بوده سروده است. شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 111.
ابن ابى الحديد معتزلى در قصيده اى كه عقايد معتزله را به نظم درآورده چنين گفته:

و خير خلق اللّه بعدالمصطفىأعظمهم يوم الفخار شرفا
السيد المعظم الوصىبعل البتول المرتضى على
شرح نهج البلاغه، ج 11، ص 120
وى پس از اين امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و حمزه و جعفر ياد كرده و سپس به مدح ابوبكر و عمر و عثمان پرداخته، روشن است كه او حضرت على(ع) را وصى رسول خدا مى دانسته ليكن وصيت را محدود به خاندان پيامبر مى دانسته چه آن كه با خلافت سازى كار نيست.
اينها برخى اشعارى است كه بر حسب «استقراء ناقص» جمع آورى شد و امام على(ع) در آنها به وصف وصى پيامبر(ص) ستوده شده. ياد كرد آنها در اين جا «شواهدى» از كلام شعر است. گرچه كلام شاعران را «محدثان» به عنوان «اخبار» نمى شناسند و واقعيت هم همين است چرا كه مفهوم مطابقى «خبر» نيست. اما نزد «محققان» خبرى است كه مبتداى آن سخن رسول خداست. «گزاره اى» است كه «نهاد» آن «غيب» است. بلكه در حقيقت مفهوم «التزامى» «تضمينى» و «مطابقى» احاديث پيامبر(ص) است كه در «يوم الانذار»، «يوم الإخاء»، «يوم التبوك» «يوم الغدير» و «يوم الوصيه» براى «عام» بيان فرمود. و به طور «خاص» نيز به سلمان، ابوذر، ابن عباس، انس، ابو رافع، عبداللّه بن مسعود، ابوبكر بن قحافة، براء، ابو ايوب انصارى، ابوسعيد خدرى، أبو مالك اشجعى، أبو هريره، بريده اسلمى، جابر، زيد بن ارقم، عبداللّه بن ابى اوفى، ابن عمر، ام سلمه بيان فرمود (تاريخ دمشق، ج 42، ص 50 ؛ شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 13 ؛ و ج 9، ص 169 و ج 13، ص 210 ؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 231 ؛ زينى دحلان، ج 1، ص 195 ؛ شواهد

صفحه از 91