التنزيل، ج 1، ص 98 ؛ تاريخ ابوالفداء، ج 1، ص 116 ؛ معالم التنزيل، ج 4، ص 278 ؛ كنزالعمال، ج 13، ص 114 و ج 11، ص 604 ؛ عمده، ج 1، ص 121 ؛ معجم الكبير، ج 4، ص 171 و ج 6، ص 221 ؛ مناقب خوارزمى، ص 112 ؛ مناقب ابن سليمان، ج 1، ص 253 ؛ مناقب ابن مغازلى، ص 129 ؛ مستدرك، ج 3، ص 129 و 172 ؛ فتح البارى، ج 8، ص 150 و 190 ؛ تاريخ يعقوبى، ج 2، ص 171 ؛ حلية الاوليا، ج 1، ص 64 و 66 ؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 668 ؛ المعيار والموازنة، ص 236 ؛ المحاسن والمساوى، ص 42 و 44 ؛ ميزان الاعتدال، ج 1، ص 64 ؛ كنوز الحقايق، ص 42 ؛ تاريخ بغداد، ج 10، ص 358 ؛ الاربعين عن الاربعين، ص 70 ؛ ذخاير العقبى، ص 71 ؛ فردوس الاخبار، ص 4851 ؛ مجمع الزوايد، ج 9، ص 202؛ امتاع الاسماع، ج 11، ص 179 ؛ الذرية الظاهره، ص 109 ؛ مسند أحمد، ج 1، ص 420 ؛ مسند بزاز، ص 2575 ؛ تهذيب التهذيب، ج 3، ص 106 ؛ جواهر المطالب، ج 1، ص 107 ؛ فضايل احمد، ش 174 ؛ المؤتلف من المختلف، ج 3، ص 1611 ؛ تذكرة الخواص، ص 48 ؛ سيره ابن اسحاق، 125 ؛ الضعفاء الكبير، عقيلى، ج 3، ص 469 ؛ كفاية الطالب، ص 292 و كتاب هاى بسيار ديگر). آن جا «عام مجموعى» و اين جا «عام افرادى است. اينها «گزاره هايى» هستند كه در برخى موارد «نهاد» آن محذوف است. اشعار شاعران كه به صورت وفور بيان «خبر» پيامبر است به معناى «خبر الخبر» نيز مى باشند و از همان اعتبار برخوردار هستند كه «خبر» و «حديث» بهره مند مى باشند. كثرت آنها دليل بر واقعيت است. اين دليل نيز از جهاتى دليل «لفظى»، و «عقلى» است.
گرچه عوامل بسيار دست به دست هم دادند تا سخن پيامبر(ص) و «وصايت» امام على(ع) را پنهان دارند و چنانكه ملاحظه شد از برخى كتاب ها حذف كردند، اما اين موضوع به درخشندگى خورشيد بس آشكار بود كه پنهان ساختنش امكان پذير نگرديد. در زمان حضور حضرت على(ع) «شهرت عظيم» داشت تا جايى كه دشمن در مصاف جمل او را با همين وصف مخاطب ساخت. و دست كم ده نفر از صحابى پيامبر(ص) آن حضرت را در اشعار خود با وصف «وصى رسول خدا» ستودند. در سال ها و قرن هاى بعدى كه از سوى بنى اميه و حاكمان ديگر جو اختناق بر جامعه حاكم شد، تا از اين گزاره كسى «خبر» ندهد در عين حال شاعران بسيار، بدون، «ايهام»، «كناية»، «تشبيه» و «استعاره» بلكه به «صراحت» از آن سخن