پژوهشي در اشعار وصيت - صفحه 94

گفتند و آن موضوع را در «مفهوم مطابقى» و «منطوق لفظى» خود گنجاندند. و اين حقيقت را بر زبان آورد كه برابرى وصى و نبى نه در گويش و تشبيه است كه «ادعا» مى باشد، بلكه ميان آنها «جناس تام» ماورايى برقرار است كه هر دو عين يك «حقيقت» و مصداق: «صِنْوان?يُسْقى بماءٍ واحدٍ، سوره رعد، آيه 4. هستند و از يك نور آفريده شده اند چنانكه جابر فرمود: قال(ص): يا على الناس من شجر شتى و أنا و أنت من شجرة واحده. درالمنثور، ج 4، ص 605 ؛ تاريخ دمشق، ج 42، ص 65 ؛ شواهد التنزيل، ج 1، ص 377 ؛ عمده، ص 136 ؛ مناقب ابن مغازلى، ص 121 ؛ ينابيع الموده، ص 111 ؛ تذكرة الخواص، ص 51 ؛ الموضوعات، ج 1، ص 340 ؛ كامل ابن عدى، ج 5، ص 178 ؛ ميزان الاعتدال، ج 3، ص 41 ؛ فوائد المجموعه، ص 395؛ العلل المتناهية، 3359، الاربعين عن الاربعين، ص 74 ؛ فرائد السمطين، ج 1، ص 241 ؛ مستدرك، ج 2، ص 263 ؛ كنوزالحقايق، ص 155 ؛ مجمع الزوايد، ج 9، ص 120 ؛ جامع الاحاديث، ج 9، ص 182 ؛ معجم الاوسط، ج 5، ص 689 ؛ كنز العمال، ج 11، ص 32942 ؛ شرح نهج البلاغه، ج 9، ص 171 ؛ كفاية الطالب، ص 318 ؛ رياض النضرة، ج 3، ص 20 ؛ تذكرة الخواص، ص 51؛ فردوس الاخبار، ج 3، ص 283 ؛ فضايل الصحابه، ج 2، ص 662.
و نبى و وصى يك درخت اند، شَجَرةٍ طَيِّبةٍ أصلها ثابت?وَفرعُها في السَّماءِ. سوره ابراهيم، 24.
اين سخن شاعران نه لفيف «مفروق» يا «مقرون» است، بلكه صحيح است به «دليل استقرارى تام» كه دوست و دشمن همان را گفتند و نه «ناقص» كه «سالم» است چرا كه شمار زياد صحابى پيامبر روايت كرده اند كه على وصى پيامبر است. اگر اين هم پذيرفته نشود برادرى على با رسول خدا قطعى و ضرورى است و ياد كرد اسناد و راويان آن «تكرار مكررات» است در برادرى، برابرى شرط است. المعيار والموازنه، اسكافى، ص 253 اگر همانندى بود وصيت نيز ثابت است. در اين صورت شعر شاعران «مثال» خواهد بود اما نه از «مِثْل» و «مَثَل» بلكه از «مُثُل» اين برابرى نيز «لفظى» نيست، چرا كه خدا در «معنى» او را به نفس پيامبر وصف كرد (أَنْفُسُنا... آل عمران، آيه 61) و معنى همان باطن ملك است كه ملكوت نام دارد.
اين برادرى، برابرى و وصيت گرچه در لفظ «حديث» و در بستر زمان «حادث» مى باشند، اما در مفهوم واقعى «قديم» هستند. قديم نيز نه «قديم دهرى» بلكه «قديم

صفحه از 91