چنانچه از فقره اولى مفهوم شد و از آتش خلق شده است، چنانچه از فقره دويم مفهوم شد. و خاموش شدن اين آتش به آب است، چنانچه از فقره سيم مفهوم شد. پس اين فقره شريفه در قوه اين است كه فإذا غضب احدكم فليتوضّأ بالماء حتى يطفأ بماء الوضوء و التوضّى منه نار الغضب . پس نتيجه بودن اين فقره از فقرات ديگر اين حديث بى عيب و نقص است.
مگر اينكه گفته شود كه نتيجه قياسى كه آن بزرگوار ترتيب دادند مى بايد چنين باشد كه فإذا غضب أحدكم، فليطفى ء نار غضبه بالماء . پس نتيجه درست نخواهد بود.
وليكن ممكن است دفع آن به اينكه مراد آن بزرگوار نيز از قول آن بزرگوار «فليتوضأ» همين معناست بوجه خاص لطيفى؛ زيرا كه سخن آن بزرگوار به قرينه فقرات ديگر از اين حديث اين است كه هرگاه به غضب آيد يكى از شماها پس بايد خاموش كند و فرونشاند آتش غضب خود را به آب و خوب است كه اين خاموش كردن آن در ضمن وضو باشد كه آن هم فى حدّ ذاته عبادت است؛ زيرا كه عبادت را تأثيرى جداگانه است در خاموش كردن آن. پس خاموش نمودن به اين طريقِ خاص، اتم و اكمل خواهد بود؛ زيرا كه هم به آب حسى و هم به آب طاعت الهى فرو خواهد نشست، با اينكه خاموش كردن اين آتش را فى حد ذاته ثوابى است على حده؛ چرا كه عبادتى است على حده . و در ضمن وضو تحقق يافتن آن هم ثوابى جداگانه خواهد شد؛ چرا كه وضو هم عبادتى على حده است و شكى نيست كه اين گونه خاموش نمودن و عبادت كردن اولى و انسب است.
به هر حال، ممكن است كه نكته امر آن بزرگوار به وضو ساختن اين باشد و ممكن است كه نكته اين باشد كه نظر به اينكه آثار غضب در غالب اوقات و احوال از مواضع وضو به ظهور مى رسد، چنانچه واضح و روشن است، لهذا امر فرمودند به شستن و استعمال آب در اين مواضع .
و اگر كسى بگويد كه چگونه مى شود كه غضبى كه از شيطان و مخلوق شده از آتش غير از آتش حسّى است، به آب حسّى معهود خاموش و فرونشانده مى شود، با اينكه هر يك از آنها از سنخ عالم على حده هستند؟
گوييم در جواب كه ممكن است سرّ آن اين باشد كه نظر به اينكه غضب در اين عالم وجود به هم رسانيده، چرا كه موجود در آدمى شده بالعرض و فرض تحقق آن است در آن و وجود آن در اين عالم و از سنخ اين عالم است و شكى نيست در اينكه آن با همان خود حرارت خاصّه اى