مائدة الأسحار لخلّص المؤمنين الأخيار - صفحه 287

معنى ديگر مقصود باشد . پس به ملاحظه ضرب معانى خمسه سبق و تقدم در نفس خود جميع صور محتمله بيست و پنج صورت مى شود : ده صورت از آن ساقط مى گردد و پانزده صورت باقى مى ماند ، و از آن جمله پنج صورت است كه لفظين مزبورين در هر يكى از آنها متحد المعنى مى باشند و در باقى مختلف ، و چون وجه صحت در اين پنج صورت في الجمله خفايى داشت به خلاف ساير صور ، پس لازم شد بيان وجه صحت اين پنج صورت .
و اما ساير وجوه پس تعرض بيان صحت آن مفضى به اكثار است و بناى اين شرح بر اختصار ، فلهذا تعرض آن مناسب نيست .
صورت اولى : اين است كه مراد از تقدم از هر دو لفظ ، تقدم بالعليه بوده باشد ، و بيان صحت اين صورت اگر چه به تجويز عقل ممكن نيست ، لكن دانستى كه نظر به ملاحظه واقع و خارج ، هر دو با هم موجود توانند بود و از هم منفك نخواهند شد .
صورت ثانيه : آن است كه مقصود از تقدم از هر دو لفظ ، تقدم بالطبع بوده باشد ، و بيان صحت اين صورت به اين است كه منّ اقدم علت ناقصه از براى منّ قديم بوده باشد و منّ قديم علت ناقصه از براى منّ متأخر و منّ متأخر نيز از براى منّ متأخر ، وهكذا على أن مجعولات البارئ غير متناهية كما هو الحق ، وإلاّ فلا يخلو من إشكال ، فتأمل .
صورت ثالثه : آن است كه مراد از هر دو لفظ تقدم بالزمان بوده باشد ، و بيان صحت اين وجه بر اين است كه منّ اقدم ، قديم باشد بالنسبه [به] منّ متأخر و منّ متأخر بالنسبه به منّ متأخر و هكذا ، و مبنى صحة هذه الصورة أيضاً كمبنى سابقها ۱ وإلاّ فلا يسلم من الإشكال .
صورت رابعه : آن است كه مراد از هر دو لفظ تقدم به حسب مكان بوده باشد ، و بيان صحت آن بر آن است كه منّ اقدم مقدم باشد بالنسبه به ممنون عليه ، ومنّ قديم مقدم

1.خ . ل : سابقه .

صفحه از 326