نقد و بررسي روايات جمع قرآن - صفحه 82

بوده است: علق 96؛ مدّثّر 74؛ قلم 68؛ مزّمّل 73؛ مسد 111؛ تكوير 81.
جمع ديگرى ۱ هم ـ ـ كه ظاهرا پس از وفات محمّد[ص] پديد آمده است ـ ـ به سالم بن مَعقِل، از موالىِ ابوحذيفة نسبت مى دهند كه او هم مانند على[ع] در آغاز كار خود سوگند ياد مى كند پيش از پايان كار، خانه را ترك نكند. پس از آن شور كردند تا چه نامى بر آن نهند. برخى سِفر را پيشنهاد كردند، اما سالم آن را به اين دليل كه يادآور بَسمله يهود بود رد كرد و مصحف را برگزيد؛ چه اين نام را با معنايى كمابيش نزديك از دوران حبشه به خاطر داشت. بدين سان تصميم نهايى گرفته شد. سيوطى در همين ميان با نقل ماجرايى ديگر، سالم را در شمار افرادى قرار مى دهد كه به فرمان ابوبكر عهده دار جمع قرآن شدند. چنان كه در ادامه خواهيم ديد اين روايت با تمامى مسلّمات تاريخى تعارض دارد. از اين رو، سيوطى به درستى آن را غريب مى شمارد.

فصل چهارم: جمع (نخست) زيد بن ثابت

الف) روايت غالب و متداول

درباب اين جمع قرآن روايت بسيار بلندى در دست است كه به خود زيد مى رسد ۲ و به رغم انتشار گسترده اش تغيير و تفاوت چندان زيادى نيافته است ۳ . [11]مضمون روايت چنين است كه در سلسله جنگ ها عليه مسيلمه متنبّى، و به ويژه در نبرد سرنوشت ساز يمامه (عقربا) ـ ـ در سال 11 يا 12 هجرى ۴ ـ ـ بسيارى از قرّاء قرآن كشته شدند ۵ . در اين ماجرا،

1.الاتقان، ص ۱۳۵؛ نيز Sprenger, Leben und Lehre des Mohammad ، ج ۳، ص xliv.

2.محمّد بن مسلم بن شهاب زهرى (م ۱۲۴ ق) از عُبيد بن سَبّاق (الفهرست به اشتباه سَلَف مى گويد) از زيد.

3.ابن اثير، تاريخ، تحقيقِ Tornberg ، ج ۲، ص ۲۷۹، ج ۳، ص ۸۶؛ الفهرست، تحقيقِ Flügel ، ص ۲۴؛ ابوالفداء، تحقيق: Reiske، ج ۱، ص ۲۱۲؛ يعقوبى، تحقيق: Houtsma ، ج ۲، ص ۱۵۴؛ بخارى و ترمذى، ذيل تفسيرِ توبه، ۱۲۸ و بعد؛ طبرى، تفسير؛ بخارى، فضائل القرآن، ص ۳، الاحكام، ص ۳۷؛ مشكاة، فضائل القرآن، فصل ۳؛ المبانى، ۲؛ المقنع، نسخه مخطوط Sprenger ۳۷۶ ، برگ ۲ پُشت؛ Notices et Extraits، ج ۸، ص ۳۴۵ به بعد؛ شرح عقيلة در Mémoires de lAcadémie des Inscription، ج ۵۰، ص ۴۲۱؛ قرطبى، برگ ۱۹؛ الاتقان، ص ۱۳۳ به بعد و ۱۳۸.

4.احتمالاً اين جنگ ها در ماه آخر سال ۱۱ و ماه نخست سال ۱۲ روى داده است. قس با Caetani, Annali dell Islam، ج ۲، ص ۷۲۴؛ همو، Chronographia Islamica، جزوه ۱، ص ۱۱۲، ۱۲۱. به عكس اين، بيشتر منابع سال خاصّى را براى فرايند جمع قرآن ذكر نمى كنند.

5.اغلب منابعى كه نامشان در پاورقى دو شماره قبل گذشت، از كسانى كه بخشهاى بلندى از قرآن را از حفظ در خاطر داشته اند، با عنوانِ قُرّاء ياد مى كنند. برخى چون يعقوبى (و نيز الاغانى، ج ۱۴، ص ۴۰، س ۱۸؛ تاريخ الطبرى، ج ۱، ص ۱۹۴۰، س ۲ و ص ۱۹۴۵، س ۹) تعبير حملة القرآن را به كار برده اند كه غالبا آن را به حاملان قرآن ترجمه مى كنند. معناى دقيق اين اصطلاح مبهم است، چه ريشه حَمَلَ در عربى نه بر معناى حفظ در خاطر دلالت مى كند و نه بر تعابيرى چون حملة الحديث (نووى، ص ۶۳، براساس M.J. de Goeje در نمايه طبرى)، يا حمل حديثا عن (مزّى، مخطوطِ Landberg ۴۰ ، براساس Sachau در ابن سعد، ۳، ۱، ص ۳۰۴، س ۳)، يا علما عن (ذهبى، تذكرة الحفاظ، چاپ حيدرآباد، ج ۲، ص ۳۷، س ۵ به بعد). شايد ترجمه تحت اللفظى واژه اى دخيل در آن دوره ها سبب اين امر شده باشد. از آنجا كه هيچ معناى نزديكى در زبانهاى عبرى ـ آرامى يا عربىِ جنوبى ـ حبشى يافت نمى شود، جز اين راهى نداريم كه به سراغ فارسىِ ميانه برويم. اما اين نيز گمانه اى بيش نيست كه مُسبّب اين امر را ترجمه و نقل تعبير هرابذاتharabedat ، به معناى كاهنان و جمع عربى واژه هربذ herbedh(متن اصلى: آئِتروپاتى aethrupatai، به معناى رييس مدرسه) به صورت حملة الدين بدانيم.

صفحه از 94