فصوص سليمانيه - صفحه 287

مثل خواهش خلايق را. وَ إِذَا قَالَ: «أَسْأَلُكَ يَا اللّهُ أَنْ لاَ تُشَوِّهَ خَلْقِي بِالنَّارِ»، قَالَ الْجَبَّارُ: اسْتَعْتَقَنِي عَبْدِي مِنَ النَّارِ، اشْهَدُوا مَلائِكَتِي أَنِّي قَدْ أَعْتَقْتُهُ مِنَ النَّارِ وَ أَعْتَقْتُ أَبَوَيْهِ وَ إِخْوَتَهُ وَ أَهْلَهُ وَ وَلَدَهُ وَ جِيرَانَهُ، وَ شَفَّعتُهُ فِي أَلْفِ رَجُلٍ مِمَّنْ وَجَبَتْ لَهُمُ النَّارُ، وَ أَجِرْتُهُ مِنَ النَّارِ: و چون بگويد: «أَسْأَلُكَ يَا اللّهُ أَنْ لاَ تُشَوِّهَ خَلْقِي بِالنَّارِ»، بگويد خداى جبّار 1 جلّ شأنه : 2 طلب آزادى از آتش دوزخ كرد از من بنده من ؛ گواه باشيد اى فرشتگان من ! به تحقيق آزاد كردم من او را از دوزخ ، و آزاد كردم پدر و مادر او را و برادران او را و اهل او را و فرزندان او را و همسايگان او را ، و قبول شفاعت او كردم در هزار كس از آن كسانى كه واجب شده باشد مر ايشان را عذاب دوزخ ، و زنهار دادم او را از آتش دوزخ. فَعَلِّمْهُنَّ يَا مُحَمَّدُ الْمُتَّقِينَ، وَ لاَ تُعَلِّمْهُنَّ الْمُنَافِقِينَ؛ فَإِنَّهَا دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ لِقَائِلِيهِنَّ 3 إِنْ شَاءَ اللّهُ ، وَ هُوَ دُعَاءُ أَهْلِ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ حَوْلَهُ إِذَا كَانُوا يَطُوفُونَ بِهِ: پس تعليم كن اين كلمات را ـ اى محمّد ـ به متّقيان ، و تعليم مكن آنها را به منافقان ؛ پس به تحقيق كه اين كلمات دعوتى است قبول كرده شده از براى گوينده آن 4 اگر خواهد خداى سبحانه ؛ و آن دعاى اهل بيت معمور است در دور آن چون طواف كنند به آن.
و «بيت معمور» خانه اى است در آسمان چهارم ، در برابر كعبه مشرّفه ، كه فرشتگان در آن به عبادت حق 5 تعالى قيام مى نمايند ، و اقوال ديگر نيز در آن نقل شده . سبحان اللّه ! اين چه فضل عيان 6 و لطف نهان است كه گاه به گشودن لبى چندين هزار باب از خزاين 7 رحمت واسعه گشايش يابد ، و گاه به فرود آوردن سرى ، افسرهاى سعادت و كامكارى جاودانى از بارگاه مرحمت عليا كرامت شود ، و گاه به

1.«ب»: خداى تعالى.

2.«ب»: + كه .

3.البحار: لقائلهنّ .

4.«ب»: آنها .

5.«ب»: + سبحانه .

6.«ب»: ـ عيان .

7.«ب»: ـ «از خزائن».

صفحه از 288