است و بنياد شرع بر اين گونه يقينها بنا مىشود و مراجعه بشر به احكامِ بيان شده توسّط انبياء، پس از يقين به نبوّت ايشان است. پس اين گونه يقينها شرعى نيستند، بلكه برخاسته از حجّيّت علم بر معلوم يا حجّيّت عقل بر معقولش مىباشند.
نگارنده «علم و عقل از ديدگاه مكتب تفكيك» بدون توجّه به نكته فوق و بدون مراجعه به تمامى آثار مرحوم ميرزا، براساس نسخههاى مغلوط، سخن ايشان را در اين باب مورد انتقاد شديد قرار مىدهد و مىگويد:
مرحوم ميرزا مهدى اصفهانى بر اين باور است كه حجّيّت ذاتى يقين، منطقى نيست و ارزش و اعتبار آن بايد به نقل و شريعت اثبات گردد! او معتقد است كه يقين حاصل از غير كتاب و سنّت در اصول و فروع حجّت نيست و راه رسيدن به امور (اصول، معارف و احكام دين) منحصر به دلالت ولىّ و بيان معصوم است. ۱۲
در اينجا بايد به عبارت مرحوم ميرزا در مصباح الهدى توجّه كرد:
و ظاهر أنّ اللائق بمقامِ مَن بَعَثَ بالعلمِ الحقيقيّ أنْ يَحُثَّ النّاسَ عَلى إقتباسِ هذا العلم ... و عَلى هذا العلم أساس المعارف الإلهيّة و به يظهر المباينة بينها و بين العلوم البشريّة. فإنّ العلمَ عندهم هو اليقين الحاصل بالنّتايج بعد إقامة القياس عليها، و عليه أساس المعارف و العلوم البشريّة، لا على العلم الإلهىّ و لا على اليقين الذى أُحرز إصابته للواقع بنور العلم و العقل. فإنّه لاَ كلام فيها. و إليها يرجع الرّوايات الراجعة إلى قلّة اليقين و إنّه ممّا قسّمه الله بين العباد. فإنّ هذا اليقين راجع إلى معرفة الله تعالى و يكون له الروح، و يكون العقل و العلم حجّتيْنِ عَلى إصابته للواقع. كما أنّه ليس الكلام في
1.مرتضوى، ص ۲۰۱، به نقل از مصباح الهدى ص ۲۱ ـ ۲۲ از نسخه دست خط آقاى سيّد محمّد باقر نجفى يزدى
2.. متأسفانه اين نسخه بسيار مغلوط است و افتادگيهاى فراوان دارد كه موجب پريشانى عبارات و نامفهومبودن آنها شده است. در مقام مقايسه همين عبارت با نسخه اساس، اشتباهات و افتادگيهاى كاتب معلومخواهد شد.