به ايمان به خدا فراخوانند و حجّتى براى مردم باشند؛ در اين حال، برخى هدايت مىپذيرند و جمعى نمىپذيرند. ۱
اساس نبوّت بر پايه لطف الهى استوار است؛ زيرا عقلاً شناخت مصلحت و دفع مفسده ضرورت دارد. انبياء آمدهاند تا اينگونه افعال را به ما بشناسانند و آنچه را خداوند در نهاد ما قرار داده است، توضيح و تفصيل دهند.
2ـ2) نبوّت در عهد عتيق
از آنجا كه عهد عتيق در ابتدا به زبان عبرى نوشته شده است، اين زبان و معادل نبوّت در اين زبان مورد توجّه قرار مىگيرد. در زبان عبرى معادلى كه براى واژه نبوّت وجود دارد، «نووئا»، «نيباشِ»، «حازا»، «هيتنَبا» است. (Doniach: 727)
در انگليسى معادلى كه براى نبوّت وجود دارد، , prophecy , prophesy prophethoodاست ۲ بهمعناى پيشگويى و غيبگويى از آنچه قرار است روى دهد. و اين از طريق وحى الهى است؛ قدرت الهى كه به نبى داده شده و با اين قدرت، توانايى دارد آنچه را در آينده روى خواهد داد، بازگويد. سخن گفتن به عنوان پيامبر و واسطه بين خدا و مردم. ;webster: 923) (Little, vol. 2: 1688 ;Hamlyn: 1256نبوّت عمل و نقش نبى و سخن گفتن به عنوان نبى و دريافت وحى از سوى خداوند و هديه الهى است. (Onions: 716 ;Willam Lan, vol. 8: 2753)
در اصطلاح عهد عتيق، نبوّت، پيشبينى حوادث آينده از طريق الهامات و ارسال و ابلاغ پيغامى الهى به جماعتى خاص است. ۳ نبوّت، گفتن آن چيزى است كه در آينده اتّفاق خواهد افتاد و معمولاً آينده دور مدّنظر است؛ بهعلاوه، نبوّت به پيامهايى اشاره دارد كه انسان از خداوند دريافت مىكند. (Ellwood: 280) نبوّت تنها توان نگاه به آينده نيست، بلكه تفسير و توضيح پيامهاى الهى است. (Wigoder: 623)
1.همان، ص ۴۱۶ و ۴۱۸، ح ۳ و ۵
2.البعلبكى، ص ۵۱۰؛ آريانپور كاشانى، ج ۴، ص ۳۳۵۸؛ گواهى، ص ۶۳؛ Badawi: ۹۱۵
3.حامدى، ص ۱۸۷