مفهوم نبوّت در عهد عتيق و زبان عبرى با مقايسه در قرآن - صفحه 93

به معناى فاعل است. اگر نبى از «نبو» باشد، منظور رفعت و بلندى است و نبى را به سبب جايگاه بلند او نسبت به ساير مردم، به اين اسم خوانند. پس نبى صاحب خبرى است كه مقام و منزلت والا دارد. ۱
واژه نبى 54 مرتبه، نبيّون 16 مرتبه و انبياء و نبوة 5 مرتبه در قرآن به‌كار رفته است (914:2008Badawi)
در اصطلاح، نبى بنده‌اى است كه خداوند او را برگزيده و به او وحى مى‌كند، تا وحى الهى را به ديگران القا كند.

3ـ2) نبى در عهد عتيق

معادل عبرى كه براى واژه نبى به كار مى‌رود «ناوى» است. (Doniach: 272)اين كلمه از ريشه "naba" گرفته شده است به معناى برجسته و مرتفع. در اين معنا فرد نبى كسى است كه از طرف خدا انتخاب شده و در ميان ساير بندگان، به اين علّت كه از سوى خدا انتخاب شده و در سخن گفتن و دريافت وحى الهى برجسته است؛ يا از ريشه "nobu" است به معنى ناميده شدن كه در اين صورت، نبى كسى است كه از طرف خدا خوانده شده است؛ يا از ريشه "nabu" است به معناى خبر دادن و اعلام كردن. و در اين معنا نبى شخصى است كه از پيام الهى خبر مى‌دهد و آن را اعلام مى‌كند ۲
معادل انگليسى اين واژه "prophet"است ۳ به‌معناى فردى است كه وحى الهى را دريافت مى‌كند و از اخبار آينده خبر مى‌دهد. او مدّعى است كه از حوادث آينده اطّلاع دارد. از جانب خدا سخن مى‌گويد و احكام او را انتقال مى‌دهد، از سوى خداوند فرستاده شده تا مردم را تربيت كند و پيام خداوند را به آنان برساند.
(Little, vol.2: 1688 ;:Hamlyn: 1256 ;Webster: 923)

1.فراهيدى، ج ۸، ص ۳۸۲؛ ابن‌منظور، ج ۱، ص ۱۶۳؛ راغب اصفهانى، ص ۷۸۹؛ طريحى، ج ۱، ص ۴۰۵؛ مصطفوى، ج ۱۲، ص ۱۴ و ۱۵

2.راميار، ص ۳؛Willam Lane, vol.۸: ۲۷۵۳ ;Florlong, vol.۲: ۳۱

3.البعلبكى، ص ۵۱۰؛ آريانپور كاشانى، ج ۴، ص ۳۳۵۸؛ گواهى، ص ۶۳؛ Badawi، ص ۹۱۵

صفحه از 107