در اصطلاح عهد عتيق، نبى كسى است كه به وى الهام مىشود تا پيغامى را از موجودى الهى بيان كند. ۱. فرد نبى وظايف انسان در قبال خداوند و ثمره فرمانبردارى را كه پاداش الهى است و عدم فرمانبردارى را كه مجازات الهى است، بيان مىكند. (Forlong, vol.3: 152) نبى، كسى است كه بيانگر تجلى اراده الهى است و مفسّر رؤيا و وحى بوده و كاشف رازهاى مقدّس الهى و دنياى ماوراء است كه از چشم افراد عادى پنهان است و صداهاى ماورائى را مىشنود، از طريق خلسه و وحى از امورى با خبر مىشود كه در مورد آن به مردم هشدار مىدهد تا تصميم درست بگيرند. (Dawson 6668:1948)
4. وجوه تشابه نبوّت و انبياء در قرآن و عهد عتيق
بعد از بررسى نبوّت در هر دو كتاب، وجوه اشتراكى در اين زمينه در هر دو دين ديده مىشود :
4ـ1) اوصاف انبياء
از وجوه تشابه قرآن و عهد عتيق در زمينه نبوّت و انبياء، اين است كه در هر دو دين، نبى الهى متّصف به اوصافى است كه مشترك بين اين دو دين است.
4ـ1ـ1) اوصاف انبياء در قرآن
نبى الهى فردى است كه به علم غيب متّصف است و اين علم در طول علم الهى و به اذن و تعليم اوست. خداوند هر زمان كه بخواهد، از ميان پيامبرانش، كسانى را انتخاب مىكند و گوشهاى از علم غيب خود را در اختيار آنان قرار مىدهد. پيامبران ذاتآ عالم به غيب نيستند و به اين خاطر نفى علم از خود مىكنند و مقدار آگاهى آنها بسته به مشيّت خداوند است. منظور از مشيّت و خواست خدا، همان اراده آميخته با حكمت است. يعنى خدا هر كس را شايسته ببيند و حكمتش اقتضا كند، به اسرار غيب آگاه مىسازد. ۲
نبى الهى از عصمت برخوردار است و صدور گناه از او امكان ندارد، چرا كه ملكه
1.حامدى، ص ۱۸۷
2.مكارم شيرازى، ج ۳، ص ۱۸۸