مفهوم نبوّت در عهد عتيق و زبان عبرى با مقايسه در قرآن - صفحه 96

پيامبر سرشار از مهربانى است؛ مشكلات مردم را نزد خداوند بازگو مى‌كند و رفع آن را از خداوند خواهان است. براى افرادى كه مورد لعن خداوند قرار گرفته‌اند، دلسوزى مى‌كند و به آنان هشدار مى‌دهد كه از گناه دست بردارند.
(PaulSperling, vol. 16: 577)
علم پيامبران از جانب خداوند در حدى بود كه به مردم خبر مى‌دادند از آنچه بر سر آنان و حكمرانانشان خواهد آمد. اين اتّفاقات را پيامد عملكرد و گناه آنها مى‌دانستند كه آنها را به سوى جامعه مشقت بار سوق مى‌داد. پيامبران تذكر خداوند را انتقال مى‌دادند و وقايع مهم زمان خود را بيان مى‌كردند. (Wigoder: 623)

4ـ2) مراتب انبياء

در قرآن و عهد عتيق انبياء الهى داراى مقام و رتبه الهى هستند.

4ـ2ـ1) مراتب انبياء در قرآن

در قرآن، مراتب انبياء به اين نحو مطرح است كه برخى از آنان اولوا العزم‌اند و سايرين غير اولواالعزم‌اند.
منظور از عزم، صبر است؛ يا به‌معناى عزم بر وفاى به عهد، عهدى كه از انبياء گرفته شده؛ يا به معناى عزيمت، يعنى حكم و شريعت، است كه اين معنا از ساير معانى دقيقتر است. صاحبان حكم و شريعت پنج نفراند: نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و محمّد صلی الله علیه و آله، براى اينكه قرآن صاحبان شريعت را همين پنج نفر دانسته مى‌فرمايد: (شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِى أَوْحَيْنا إِلَيْکَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى). ۱ شرايع الهى و آن اديانى كه مستند به وحى‌اند، تنها همين شرايع مذكور در آيه‌اند؛ يعنى شريعت نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد صلی الله علیه و آله. آيه نشان مى‌دهد كه اوّلاً قبل از نوح شريعتى وجود نداشته تا در رفع اختلافات اجتماعى كه پيش مى‌آمده به‌كار رود؛ ثانيآ انبيايى كه بعد از نوح علیه السلام و تا زمان ابراهيم علیه السلام مبعوث شدند، همه پيرو شريعت نوح بوده‌اند و

1.شورى (۴۲) / ۱۳

صفحه از 107