مفهوم امامت و ويژگى‏هاى امامان عليهم السلام از نظر عبد الجليل رازى‏ - صفحه 255

نمى‏توان به روشنى، نفى علم غيب از پيامبر و امام را از آن استفاده كرد؛ زيرا وى علم غيب را مختص پروردگار مى‏داند؛ امّا امكان افاضه اين علم به انبيا و اوصيا را نفى نمى‏كند؛ يعنى هر چند استقلال پيامبر و امام را در داشتن علم غيب نمى‏پذيرد - چنان كه همه موحدان نيز بر اين باورند - ، با اين حال، خدا را بر اعطاى علم به امام قادر مى‏داند. عبد الجليل در باره ردّ شمس به اين نكته اشاره مى‏كند و در پاسخ نويسنده نو سنّى مى‏گويد:
و پندارى خواجه به عداوت على، نه خداى را قادر مى‏داند بر رجوع، نه مصطفى را صاحب معجز مى‏شناسد.۱
البته اين اعتقاد، ريشه در قرآن دارد، آن جا كه خداى تعالى مى‏فرمايد:
(عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا).۲
او به غيبْ عالم است و غيبش را براى احدى آشكار نمى‏سازد، مگر كسى از فرستادگانش كه از او خشنود باشد. پس از پيش رو و پشت سر او محافظانى كمين كرده، وارد مى‏سازد.
امام باقر عليه السلام نيز در ذيل اين آيه شريف مى‏فرمايند:
سوگند به خدا محمّد صلى اللَّه عليه و آله از كسانى بود كه خدا از او راضى شد و امّا اين كه فرموده است: «عالم الغيب»، به راستى كه خداى عزّوجلّ عالم است به آنچه از خلق خود نهان كرده در باره چيزهايى كه تقدير و در علم خود قضا مى‏كند پيش از خلق آن و قبل از آن كه به فرشتگان ابلاغ كند. اى حمران! اين است علمى كه خدا نزد خود نگه‏داشته و در آن مشيت دارد و چنانچه اراده كند، به اجرا مى‏گذارد و يا در آن براى او بدا حاصل مى‏شود و آن را امضا نمى‏كند. و امّا علمى كه خداى عزّوجلّ آن را مقدّر ساخته، پس آن را قضا كرده و به اجرا مى‏گذارد و آن علمى است كه به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سپس به ما مى‏رسد.۳

1.همان، ص ۵۲۴.

2.سوره جن، آيه ۲۶ - ۲۷.

3.الكافى، ج‏۱، ص‏۲۵۶-۲۵۷.

صفحه از 264