مواجهه متكلّمان امامى با فلسفه در سده ششم هجرى‏ - صفحه 319

و نقد كرده است.۱

9. مباحث نفس و حقيقت انسان‏

سديد الدين حمصى، در اثر كلامى خود، بحث مستقلّى در باره چيستى انسان سامان داده و با دفاع از ديدگاه برگزيده سيّد مرتضى - كه آن را به بيشتر متكلّمان متأخّر نسبت داده - ،۲ به نقد تفصيلىِ ديدگاه فلسفى در باره چيستىِ انسان و احكام نفس پرداخته است.۳ نويسنده خلاصة النظر نيز با انتساب نظريه مورد دفاع شريف مرتضى و ديگر متكلّمان امامى به محقّقان اهل عدل و اشاره به ديدگاه فلاسفه، به نقد اجمالى آن پرداخته است.

10. طبايع

يكى ديگر از مسائل اختلافى ديرين متكلّمان امامى با فيلسوفان، مسئله طبايع ۴است.

1.المنقذ من التقليد، ج‏۱، ص ۲۳۹.

2.از نظر سيّد مرتضى، شيخ طوسى، ابوالصلاح حلبى، ابن نوبخت (صاحب الياقوت) و متكلّمان سده ششم چون سديد الدين حمصى، ابوجعفر مقرى و ابن شهرآشوب، انسان يعنى حىّ مكلّف، عبارت از همين مجموعه سازوار مشهود است كه متعلّق احكامى چون امر و نهى و مدح و ذم است، نه بخشى از آن (ر.ك: تمهيد الاُصول، ص ۱۶۴؛ الاقتصاد، ص ۶۶ - ۶۷؛ تقريب المعارف، ص ۱۲۷ - ۱۲۸؛ الياقوت، ص ۵۴؛ المنقذ من التقليد، ج ۱، ص ۲۹۱؛ متشابه القرآن و مختلفه، ج ۱، ص ۷؛ التعليق، ص ۱۰۸). براى مطالعه اين بحث، ر.ك: «نظريه‏هاى‏نفس شناسى متكلّمان امامى در سده‏هاى ميانى و كاركرد آنها در تبيين آموزه معاد»، فصل‏نامه نقد و نظر، ش ۶۱.

3.ر.ك: المنقذ من التقليد، ج ۱، ص ۲۹۱ - ۲۹۶.

4.طبيعت را برخى قوّه سارى در اجسام كه به وسيله آن، جسم به كمال طبيعى خود مى‏رسد، تعريف كرده‏اند. (كتاب التعريفات، ص ۶۱). بوعلى با خطا شمردن تعريف طبيعت به قوّه سارى در اجسام، آن را مبدأ نخست هر گونه دگرگونى و ثبات ذاتى جسم تعريف كرده است. (رسائل ابن سينا (رسالة الحدود)، ص ۹۷). در باره طبيعت، ر.ك: فرهنگ علوم فلسفى و كلامى، ص ۴۴۲ - ۴۴۷. اشعرى در گزارش ديدگاه «اصحاب طبايع» آورده است: «لم يثبتوا فى‏الدنيا شيئاً إلّا الطبائع الأربع». البته برخى از ايشان افزون بر طبايع چهارگانه به روح نيز معتقد بوده‏اند. در باره افعال روح نيز برخى قائل به طبعى و برخى ديگر قائل به اختيارى بودن آن بوده‏اند (مقالات الاسلاميين، ج ۲، ص ۲۹). براى دفاع از آموزه طبايع، ر.ك: فردوس الحكمة فى الطب، ص ۱۹؛ الكشف عن مناهج الأدلّة فى عقائد الملّة، ص ۱۷۱.

صفحه از 340