تعامل انتقادى با فلسفه است. در اين نوشتار مواجهه متكلّمان امامى با فلسفه و آموزههاى فلسفى در سده ششم در دو بخش مواجهه مثبت و مواجهه منفى مورد بررسى قرار گرفت.
در بخش مواجهه مثبت، گونههايى چون به كارگيرى مبانى و آموزههاى فلسفى در اثبات مسائل كلامى، پذيرش آموزههاى فلسفى مغاير آموزههاى كلامى، تاريخنگارى فلسفى، نقل سخنان فيلسوفان در متون اخلاقى، مناقب نگاشته ها و تفاسير قرآن كريم، قابل شناسايى است. مواجهه منفى و انتقادى عالمان امامى با فلسفه و آموزههاى فلسفى نيز در سه شكل: نقد عمومى، ردّيّهنگارى ونقد مبانى و آموزههاى فلسفى، صورت بسته است. مهمترين مسائل اختلافى و مورد نقد متكلّمان امامى نيز عبارت اند از: نحوه فاعليت خدا، ديرينگى جهان، فلسفه آفرينش، معاد، قول به طبايع، حقيقت انسان، معجزه و راه شناخت پيامبران.
در باره شيوه مواجهه شيخ عبد الجليل قزوينى رازى نيز بايد گفت كه در كتاب نقض مواجهه مثبت با فلسفه، نمودى ندارد و رويكرد نويسنده به فلسفه و آموزههاى فلسفى سراسر منفى و انتقادى است. در مجموع، سخنان رازى در نقد فلسفه و فلاسفه را در عناوين زير مىتوان فهرست كرد:
1. معرّفى حكماى اوائل مانند: ارسطو، به عنوان سرآغاز دهريگرى؛
2. همرده قرار دادن فيلسوفان با ملحدان و دشمن دين شمردن ايشان؛
3. مخالفت با باورهاى فلسفى قِدَم عالم، علّت اولى، طبع و هيولى؛
4. همسانانگارى رويكرد فلاسفه به نماز با نماز باطن اسماعيليه؛
5. يادكرد ردّيّههاى عالمان اماميه بر فلاسفه و قلمداد كردن آنها به مثابه يكى از افتخارات علمى و دينى ايشان.