مواجهه متكلّمان امامى با فلسفه در سده ششم هجرى‏ - صفحه 325

تعامل انتقادى با فلسفه است. در اين نوشتار مواجهه متكلّمان امامى با فلسفه و آموزه‏هاى فلسفى در سده ششم در دو بخش مواجهه مثبت و مواجهه منفى مورد بررسى قرار گرفت.
در بخش مواجهه مثبت، گونه‏هايى چون به كارگيرى مبانى و آموزه‏هاى فلسفى در اثبات مسائل كلامى، پذيرش آموزه‏هاى فلسفى مغاير آموزه‏هاى كلامى، تاريخ‏نگارى فلسفى، نقل سخنان فيلسوفان در متون اخلاقى، مناقب نگاشته ها و تفاسير قرآن كريم، قابل شناسايى است. مواجهه منفى و انتقادى عالمان امامى با فلسفه و آموزه‏هاى فلسفى نيز در سه شكل: نقد عمومى، ردّيّه‏نگارى ونقد مبانى و آموزه‏هاى فلسفى، صورت بسته است. مهم‏ترين مسائل اختلافى و مورد نقد متكلّمان امامى نيز عبارت اند از: نحوه فاعليت خدا، ديرينگى جهان، فلسفه آفرينش، معاد، قول به طبايع، حقيقت انسان، معجزه و راه شناخت پيامبران.
در باره شيوه مواجهه شيخ عبد الجليل قزوينى رازى نيز بايد گفت كه در كتاب نقض مواجهه مثبت با فلسفه، نمودى ندارد و رويكرد نويسنده به فلسفه و آموزه‏هاى فلسفى سراسر منفى و انتقادى است. در مجموع، سخنان رازى در نقد فلسفه و فلاسفه را در عناوين زير مى‏توان فهرست كرد:
1. معرّفى حكماى اوائل مانند: ارسطو، به عنوان سرآغاز دهريگرى؛
2. هم‏رده قرار دادن فيلسوفان با ملحدان و دشمن دين شمردن ايشان؛
3. مخالفت با باورهاى فلسفى قِدَم عالم، علّت اولى، طبع و هيولى؛
4. همسان‏انگارى رويكرد فلاسفه به نماز با نماز باطن اسماعيليه؛
5. يادكرد ردّيّه‏هاى عالمان اماميه بر فلاسفه و قلمداد كردن آنها به مثابه يكى از افتخارات علمى و دينى ايشان.

صفحه از 340