مصنّف ناصبى كه بر شيعه، تشنيع زده است به تهمت، مگر به انصاف تأمّلى بكند و بداند كه اصول و قواعد الحاد چه بوده است و ملحدان اوّل و آخر از كجا بودهاند. بحمدللَّه و منّه كه از اين ملعونان، نه قمى بوده است و نه كاشانى و نه آبه و نه رازى و نه ورامينى و نه از سارى و نه از ارم و نه از بلاد مازندران و از ديارى كه به شيعه اثنى عشريه معروف و منسوب است؛ بلكه همه از ولايات و نواحى و ديار مشبّهان و مجبّران بودهاند و دعوت بر اين وجه كردهاند كه بيان كرده شد و حوالت معرفت خداى به تقليد و تعليم و قول پيغمبر و معلّم صادق كردهاند و انكار دليل و حجّت و نظر و تفكّر كردهاند. ۱
در اين باره بايد گفت كه آيا ابوحاتم رازى - كه به زعم مصنّف ملحد بوده - ، اهل رى نبوده است؟ و همچنين خود وى در كتاب اعلام النبوة، همشهرى خود زكرياى رازى را به الحاد متهم نموده است. در تاريخ اسماعيليه قرن چهارم نمىتوان به اسماعيليان پرداخت و از ابو حاتم رازى ياد نكرد، در حالى كه نويسنده محترم، معتقد است كه هيچ يك از اينها اهل رازى نبودهاند. از سوى ديگر بايد به حسن صبّاح اشاره كرد. «حسن صبّاح در شهر قم - كه يكى از نخستين ماندگاههاى اعراب در ايران و پايگاه شيعيان اثنى عشرى بود - به دنيا آمد. پدرش كه مذهب اثنى عشرى داشت، از شهر كوفه واقع در عراق به قم آمده بود».۲
ه . ابراهيم برادر عبد اللَّه بن الحسن بود؟
نويسنده بعض فضائح الروافض افرادى از زيديان من جمله ابراهيم را به عنوان برادر عبد اللَّه بن الحسن نام مىبرد كه ابراهيم در واقع، فرزند عبد اللَّه و برادر نفس زكيه است.۳
قزوينى كه در ابعاد مختلف به نقض نويسنده مىپردازد، در اين جا هيچ اشارهاى به اين نكته نداشته كه ابراهيم، فرزند عبد اللَّه است و نه برادر او. عين عبارت قزوينى
1.نقض، ص ۳۳۷ - ۳۳۸.
2.فدائيان اسماعيلى، ص ۵۷.
3.ر.ك: نقض ، ص ۲۵۵.