67، 76 و 77 ق را به عنوان سال تولّد وى آوردهاند. گرچه نويسنده كتاب سيره و قيام زيد بن على، ترجيح را با سال 66 و 67ق مىداند.۱
چنانچه تولّد وى را سال 75 و 76 ق بدانيم، اساساً جايى براى درگيرى زيد با عبد الملك مروان نمىمانَد. در فرض ديگر (يعنى چنانچه تولّد وى را همان سال 66 و 67 ق بدانيم)، با توجّه به اين كه وفات عبد الملك در سال 86 ق، و شهادت زيد در سال 121 يا 122 بوده، باز هم گفته وى نادرست است.
3. مسئله شيعه اصوليه
ما در اين نوشتار، به مباحث عبد الجليل قزوينى در باره ويژگىهاى شيعه اصولى پرداخته و مواردى را كه وى در كتاب عنوان كرده، ارائه خواهيم نمود؛ ولى پيش از آن، ذكر نكاتى، ضرورى است:
الف. آنچه قزوينى در كتاب خود مىآورد، كلاًّ از ناحيه شيعه اصوليه است؛ ليكن در اين مقاله، فقط به مواردى پرداخته شده كه صراحتاً به عنوان عقيده شيعه اصوليه (با ذكر شيعه اصوليه) آمده و يا در عبارات ديگر، قرينهاى وجود داشته كه منظور از آن، شيعه اصوليه بوده و از آوردن مطالبى كه محتمل بوده، نويسنده، ديدگاه كلّ شيعه را در نظر داشته و نه مختص شيعه اصوليه، خوددارى شده است.
ب. بىدقتىهايى كه قزوينى در بيان مسائل تاريخى مرتكب شده است (كه پيش از اين بيان شد)، در بحث ديدگاههاى شيعه اصوليه هم وجود دارد. مثلاً در برخى عبارات كتاب، عدّهاى از عالمان شيعه را به عنوان شيعه اصوليه ذكر مىكند و گويا مطالبى كه به شيعه اصولى نسبت مىدهد بايد ديدگاه همانها باشد كه قطعاً اين گونه نيست. بنا بر اين بايد گفت طبق ديدگاه عبد الجليل، اين مطالب مربوط به شيعه اصوليه است. مثلاً عبد الجليل شيخ طوسى را از شيعيان اصولى مىداند و عدم حجّيت خبر واحد را به شيعيان اصولى نسبت مىدهد، در حالى كه شيخ طوسى از قائلين به
1.سيره و قيام زيد بن على، ص ۹.