حجّيت خبر واحد است. نظير چنين مطالبى در مجموعه كتاب، كم نيستند و چنانچه بخواهيم قزوينى را از اين زاويه مورد نقد قرار دهيم، بحث به درازا مىكشد و از اصل بحث فاصله مىگيريم. بنا بر اين به همين اندازه اكتفا مىكنيم.
ج. اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه متأسّفانه عبد الجليل در برخى موارد، عبارات توهينآميزى را ذكر مىكند كه كتاب را از نقد منطقى، علمى و مستدل، دور مىكند. مثلاً در جايى خطاب به نويسنده كتاب بعض فضائح الروافض مىگويد:
دگرباره ناصبى ملعون، دست از يفعل اللَّه ما يشاء بداشته است.۱
از اين گونه موارد، در كتاب فراوان يافت مىشود.
4. نسبت دادن مطالب نادرست به شيعه اصولى
عبد الجليل برخى مطالب را به شيعه اصولى نسبت داده كه قطعاً اشتباه است. اين مسئله بدين دليل است كه وى توان علمى قوىاى در حل مشكلات كلامى نداشته است. به عنوان مثال، بحث اين كه معدومات، شىء هستند را - كه از ناحيه برخى از معتزله بيان مىشود - مىپذيرد در حالى كه كمتر كسى از شيعه، اين مسئله را پذيرفته و اگر هم كسى پيدا شود، در حد و اندازه عبد الجليل است نه از متفكّران طراز اوّل شيعه.
در اين جا متن عبارت ايشان را مىآوريم تا از طرفى روشن شود كه وى تا چه حد به دنبال ويژگىهاى دقيق شيعه اصوليه بوده و از طرف ديگر، تا چه اندازه، توان حلّ مسائل را داشته است.
در كتاب، از قول نويسنده بعض فضائح الروافض مىنويسد: «بعضى از روافض را مذهب آن است كه معدومات را اشياء گويند. پس به قول ايشان در ازل، با خداى تعالى اشياء بوده است و بدين مشاركت لازم آيد و روافضه اندر اين به دو گروه مىباشند: بهرى مثبت و بهرى نافى».۲
جالب است كه نويسنده، شيعه را به دو دسته تقسيم مىكند و قطعاً شيعيان اخبارى