ويژگى‏هاى شيعه اصولى در نگاه عبد الجليل قزوينى‏ - صفحه 348

حجّيت خبر واحد است. نظير چنين مطالبى در مجموعه كتاب، كم نيستند و چنانچه بخواهيم قزوينى را از اين زاويه مورد نقد قرار دهيم، بحث به درازا مى‏كشد و از اصل بحث فاصله مى‏گيريم. بنا بر اين به همين اندازه اكتفا مى‏كنيم.
ج. اين نكته نيز لازم به يادآورى است كه متأسّفانه عبد الجليل در برخى موارد، عبارات توهين‏آميزى را ذكر مى‏كند كه كتاب را از نقد منطقى، علمى و مستدل، دور مى‏كند. مثلاً در جايى خطاب به نويسنده كتاب بعض فضائح الروافض مى‏گويد:
دگرباره ناصبى ملعون، دست از يفعل اللَّه ما يشاء بداشته است.۱
از اين گونه موارد، در كتاب فراوان يافت مى‏شود.

4. نسبت دادن مطالب نادرست به شيعه اصولى‏

عبد الجليل برخى مطالب را به شيعه اصولى نسبت داده كه قطعاً اشتباه است. اين مسئله بدين دليل است كه وى توان علمى قوى‏اى در حل مشكلات كلامى نداشته است. به عنوان مثال، بحث اين كه معدومات، شى‏ء هستند را - كه از ناحيه برخى از معتزله بيان مى‏شود - مى‏پذيرد در حالى كه كمتر كسى از شيعه، اين مسئله را پذيرفته و اگر هم كسى پيدا شود، در حد و اندازه عبد الجليل است نه از متفكّران طراز اوّل شيعه.
در اين جا متن عبارت ايشان را مى‏آوريم تا از طرفى روشن شود كه وى تا چه حد به دنبال ويژگى‏هاى دقيق شيعه اصوليه بوده و از طرف ديگر، تا چه اندازه، توان حلّ مسائل را داشته است.
در كتاب، از قول نويسنده بعض فضائح الروافض مى‏نويسد: «بعضى از روافض را مذهب آن است كه معدومات را اشياء گويند. پس به قول ايشان در ازل، با خداى تعالى اشياء بوده است و بدين مشاركت لازم آيد و روافضه اندر اين به دو گروه مى‏باشند: بهرى مثبت و بهرى نافى».۲
جالب است كه نويسنده، شيعه را به دو دسته تقسيم مى‏كند و قطعاً شيعيان اخبارى

1.نقض، ص ۷۳۵.

2.همان، ص ۵۴۰.

صفحه از 370