ويژگى‏هاى شيعه اصولى در نگاه عبد الجليل قزوينى‏ - صفحه 349

و حشوى اين گونه نبوده‏اند كه دقّت‏هاى فلسفى داشته باشند و لزوماً شيئيت را از معدومات نفى كنند. ولى عبد الجليل بدون توجّه به تقسيم‏بندى نويسنده، خود را وارد اين بحث نموده است؛ بحثى كه با دقّت‏هاى فلسفى، كاملاً نفى و باطل مى‏شود.جالب اين كه براى اثبات سخن خود در يك مسئله عقلى و علمى، به سخنان لغويان تمسّك مى‏كند.
قزوينى مى‏گويد:
خلافى نيست كه متكلّمان و محقّقان شيعه را مذهب اين است خلفاً عن سلف كه بارى تعالى عالم است لنفسه و لذاته لا عن علّة و لا عن حاجة و چون لم يزل حاصل بوده است بر اين صفت اعنى عالمى لابد او را غير ذات پاك خود معلوماتى باشد و محال باشد كه معلومات - كه غير ذات بارى تعالى باشد - موجود باشد. پس معدوم باشد و معدوم را اين جا شى‏ء گويند و از اصطلاح معتبر اهل لغت معلوم است كه گويند: هذا شى‏ء موجود و هذا شى‏ء معدوم. و اين لفظى است مشتمل هر دو معنى را و مذهب اهل عدل، اين است.۱
بحث ديگر، در باره صفت حال است كه نويسنده بعض فضائح الروافض مى‏نويسد: «رافضى گويد: خداى را صفتى ديگر هست كه آن را صفت حالت گويند و...».۲
پاسخ قزوينى در اين زمينه چنين است:
اولاً مذهب محقّقان شيعه اصوليه چون علم الهدى و مرتضى بغداد و شيخ كبير بو جعفر و همه محقّقان اصوليه موافقت اكثر اهل عدل را چنان است كه بارى تعالى موصوف است به صفتى كه آن را صفت حالت گويند و مخالفت ثابت است ميان قديم و جواهر و اعراض بدان صفت، و آن صفت خداى است كه غير قديم را آن صفت و مثل آن صفت و قبيل آن صفت نيست و بارى تعالى بدان صفت در كون معلوم مى‏آيد دون صفات اربعه كه مقتضيات است.۳

1.همان، ص ۵۴۰ - ۵۴۱.

2.همان، ص ۵۳۸ - ۵۳۹.

3.همان، ۵۳۹ - ۵۴۰.

صفحه از 370