اين عبارات، بسيار نامفهوم و بىدقّت انتخاب شدهاند. كدام عالم شيعى در كدام كتاب كلامى، صفتى را براى خداوند اثبات كرده كه آن را حالت مىگويند؟ اين جاست كه تفاوت متفكّرانى چون سيّد مرتضى و مفيد و علّامه حلى و خواجه نصير با امثال عبد الجليل مشخص مىشود و ضعف علمى وى نمايان مىگردد.
بحث عبد الجليل در بخش مربوط به جبر و تفويض هم چندان مناسب نيست و مجموعه عبارات به گونهاى اند كه اثبات خالقى را در مقابل اللَّه تعالى به ذهن متبادر مىنمايد. در اين جا به بيان چند جمله از او اكتفا مىكنيم و براى اطلاعات بيشتر خوانندگان مىتوانند به آدرس داده شده مراجعه نمايند.
قزوينى در پاسخ به اين عبارت نويسنده بعض فضائح الروافض: «رافضى گويد: خداى تعالى خالق همه اشيا نيست»، مىگويد:
در اين معنى، شبهتى و انكارى نيست كه مذهب شيعه و كافّه اهل عدل، خلفاً عن سلف به دليل و حجّت آن است كه قبائح بأسرها و فضائح و فساد و كفر و معاصى و طغيان هيچ فعل خداى تعالى نيست.۱
البته چنانچه مباحث كتاب، با هم و يكجا مطالعه شوند، مجموعاً قابل قبول اند؛ امّا عباراتى از اين دست، حاكى از عدم دقّت نويسنده است كه منجر به نفى خالقيت خداوند مىشود و نفى خالقيت، مساوى با شرك است. هرچند بايد گفت كه اين بحث، بسيار پيچيده و دقيق است و نبايد توقّع چندانى از نويسنده داشت و اين عدم توقّع بايد نسبت به همه نويسندگان جهان اسلام و همه فرقهها باشد.
5. ويژگىهاى شيعه اصولى
مباحث مربوط به ويژگىهاى شيعه اصولى در نقض به صورتى پراكنده و با ترتيبى كه نمىتوان آنها را منطقى دانست، بيان شدهاند. فهرست اين ويژگىها - كه در ادامه، مورد بررسى قرار مىگيرند - عبارت اند از: