مقدّمه
كتاب نقض - كه نام كامل آن، بعض مثالب النواصب فى نقض «بعض فضائح الروافض» است - ، به منظور پاسخ دادن به نسبتهايى كه سنّىاى ناصبى به شيعيان داده، توسط شيخ نصير الدين ابو الرشيد عبد الجليل قزوينى رازى، نگاشته شده است. اين كتاب، در حدود نيمه قرن ششم هجرى نوشته شده۱ و در آن، عقايد شيعيانْ منعكس گرديده و به همين جهت، داراى اهميت ويژهاى است.
كتاب بعض فضائح الروافض - كه در واقع، كتاب نقض، جواب به اين كتاب است - ، در سال 555 هجرى در عصر سلطان محمّد بن محمود سلجوقى۲ و به منظور هجمه به شيعيان، مخفيانه و بدون اعلام نام نويسنده، نشر يافته است كه به گفته ناشر كتاب، او احتمالاً شهاب الدين تواريخى شافعى است. بعد از رسيدن به دست شهاب الدين محمّد بن تاج الدين كيسكى، توسط ايشان به عبد الجليل رسيده است و اتّفاق علماى شيعه، بر اين قرار گرفته است كه اين كتاب توسط شيخ عبد الجليل قزوينى پاسخ داده شود۳ و اين مطلب بر اعتبار اين شخصيت در ميان عالمان آن عصر اشاره دارد. نقد كتاب كه توسط ايشان در بين سالهاى 556 تا 566 هجرى انجام شده، نقد مفصّل و كاملى است و از جهات مختلف، داراى اهميت است.
در اين مقاله، به بررسى تصوّف در كتاب نقض مىپردازيم و هدف ما از اين نگاه خاص به كتاب، به اين خاطر است كه از رابطه تشيّع و تصوّف در قرون متقدّم، بيشتر اطلاع پيدا كنيم و دريابيم كه آيا شيعيان به متصوّفه اسلامى - كه خاستگاه آن در بستر اهل سنّت بوده است - ، توجّه داشتهاند و آنها را پذيرفتهاند؟ يا ايشان را افرادى غير صالح و گمراه مىدانند؟ در واقع، مىخواهيم نگاه شيعه به متصوّفه در قرون اوّليه و قبل از قرن هفتم و ظهور ابن عربى را بررسى كنيم.
به منظور رسيدن به مقصود، لازم است تا نگاهى اجمالى به عقايد شيعه در آن