(مشهد اردهال كنونى)، همواره پذيراى زائران است و مجد الدين از بزرگان اين ديار، به زينت و رونق و نور و بركات آن و صفاى ايمان و نزهت طاعت مؤمنان آن اشاره كرده است. ۱
3. آوه (آبه)
مقدسى، آن را آوه رى، ياقوت، قريه يا شهرچهاى به نام آبه، ۲و مستوفى، ولايتى با «چهل پاره ده» معرفى مىكند. ۳ هماكنون آبه در مغرب قم، از توابع ساوه محسوب مىشود. مردم آن، سفيدچهره و در مذهب، شيعه اثنى عشرى و به غايت متعصّب اند، ۴ در حالىكه اهل ساوه، سنّى شافعى اند و همواره اين دو گروه نسبت به يكديگر تعصّب مىورزند. ۵ مىگويند بين اهالى ساوه و آبه، نهرى بزرگ است كه هنگامه بهار، اتابك شيرگير، پلى عجيب و شكوهمند - كه داراى هفتاد طاق بود - برآن ساخت كه مانند آن برروى زمين وجود نداشت. ۶
آبه اگر چه شهر كوچكى است، امّا بقعهاى است بزرگوار از شعار مسلمانى و آثار شريعت مصطفوى و سنّت علوى. غدير و قدر و عاشورا و ختم قرآن، در آن جا متواتر و علماى آن چون سيّد ابو عبد اللَّه و سيّد ابو الفتح الحسينى، متبحّر و متديّن، همچنين وجود امامزادگان عبد اللَّه موسى، فضل و سليمان از اولاد موسى كاظم عليه السلام، اين شهر را منوّر و مشتهر ساخته است. ۷
از پيامبر روايت است كه فرمود: «در شب معراج، نظرم بر بقعهاى افتاد سفيد و نورانى كه بوى خوش آن برمن رسيد. پرسيدم كه اين كدام بقعه است؟ جبرئيل گفت: اين بقعه را آبه خوانند، كه رسالت تو و آل تو را بر آن عرضه كردند و آنان نيز قبول
1.نقض، ص ۱۹۸ - ۱۹۹.
2.جغرفياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى، ص ۲۲۸.
3.نزهة القلوب، ص ۶۶.
4.همان، ص ۶۵ - ۶۶.
5.معجم البلدان، ج ۳، ص ۲۴.
6.روضات الجنّات، ج ۶، ص ۳۲۳.
7.ر.ك: نقض، ص ۱۹۹.