مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 123

افتخار مى‏كند و از وفادارى و صداقت آنها در خدمت به مخدومان خويش و تبعيّتشان از سياست‏هاى فرهنگى سلاجقه، شواهد و مؤيّدات فراوان مى‏آورد. بدين ترتيب، ذهنيت مشهور تقابل و تعصّب شيعه و سنّى را در تحليل تاريخى خود، يك سره به هيچ مى‏انگارد.
از جمله دلايل و شواهدى كه ديدگاه مشهور تقابل مدارس و دار العلم‏ها را زير سؤال مى‏برد و تحليل عبد الجليل رازى را (در كتاب نقض) تقويت مى‏كند، وجود دار العلم‏هاى سُنّى، مثل دار العلم ابن سِوار در بصره در روزگار آل بويه و دار العلم مارستانى در بغداد پس از آل بويه و نيز وجود مدارس شيعى متعدّد در قم و رى در روزگار سلجوقيان است.
به علاوه، عبد الجليل، «موقوفه» و «عمومى» شدن مراكز علمى و كتاب‏خانه‏ها در عصر سلجوقى - كه تحوّلى مثبت در نهاد آموزش محسوب مى‏شوند - و نيز اهتمام سلاجقه به گردآورى كتاب‏هاى دار العلم‏هاى پيشين و استنساخ آنها را مى‏ستايد و بدين ترتيب، به طور ضمنى اشاره مى‏كند كه ميراث علمى عصر آل بويه، همچنان محفوظ است و وزيران و ديوانيان سياستمدار سلجوقى، آنها را به در بُرده و به كتاب‏خانه‏هاى مدارس بعدى، منتقل و وقف نموده‏اند.

فصل نخست : [دار العلم شيعيان‏]

در سال 415ق (برابر با 1024 م)، سيّد محمّد بن احمد بن محمّد ابو طاهر بن ابى على الجعفرى، به ساختن «دار الكتبى» در شهر قزوين اقدام كرد. اين كتاب‏خانه، بنا به درخواست مؤسّس و بنيانگذارش - كه از علاقه‏مندان به رشته «ادب» و «تاريخ» بود - ، به صورت ملكى وقفى در نظر گرفته شد و اين اقدام او، ماهيت «عمومى بودن» آن كتاب‏خانه را بيش از پيش در معرض توجّه قرار مى‏داد.
در كتاب التدوين، تأليف رافعى نيز خبر ساخته شدن كتاب‏خانه‏اى به صورت واقعه‏اى نه چندان پراهميّت گزارش شده است، آن هم به اين خاطر كه اين كتاب‏خانه، درست مقارن با ورود طغرل به شهر بغداد در سال 451 ق (1059 م) تأسيس گرديد

صفحه از 155