با اين حال، كتاب نقض در برابر اين كار بديع و جديد و بسيار مهم، سكوت اختيار مىكند (به اين دليل بسيار مهم است كه «بيت الحكمه»اى كه وابسته به كاخ سلطنتى بود، به «كتابخانه عمومى» مبدّل مىگرديد...) و ترجيح مىدهد كه در ميان آثار مذهبى اين حاكم، از كارهاى بازسازى و نوسازى مربوط به مرقدهاى مطهر حضرت على (مولى الموالى) و حضرت امام حسين - عليهماالسلام - و نيز سلمان فارسى - رضى اللَّه عنه - سخن بگويد و از ميان كارهاى مدنى او، از تأسيس بيمارستان عضدى واقع در بغداد - كه تحت چندين وقف به سر مىبرد - صحبت كند.
همچنان كه در كتاب نقض آمده است، بلندنظرى، دست و دلبازى، حمايت و پشتيبانىِ ادبى، مالى و معنوىِ صاحب بن عبّاد، از معناى بسيار ويژه و مخصوصى در اين مقاله برخوردار مىشود، بويژه آن هنگام كه آن را با تصويرى كه از همان شخصيّت و به همان شكلى كه در پيشگفتار كتاب تاريخ قم آمده است و مربوط به دوران آلبويه بوده، مقايسه مىكنيم.
در آن پيشگفتار، نگارنده به تجليل و تحسينى بلند و بالا از آن حامى و پشتيبان بزرگ مىپردازد و او را به عنوان حامى و پشتيبانِ بسيارى از كارهاى خيريه و سودمند براى شكوفايى و پيشرفت فرهنگى قم معرّفى مىكند. در آن پيشگفتار، با شيوهاى بسيار رسمى و سرشار از جزئياتى دقيق و موبه مو، نگارنده به توصيف از «كتابخانهاى عمومى» كه ابن عبّاد به آن شهر تقديم كرده بود، همّت مىگمارد؛ هديهاى كه موجب گرديد شهر قم، به مركز مطالعاتى بسيار مهمى مبدّل شود و همزمان به عنوان مركزى براى حفظ ميراث مكتوب و نيز توليد انواع كتب به كار خود ادامه دهد (تاريخ قم، حسن بن محمّد بن حسن قمى).
حال آن كه در كتاب نقض، هيچ سخنى از اين اهدايى بسيار مهم و چشمگير به ميان نيامده است (يعنى ممكن است كه در دوران حيات نگارنده كتاب نقض، آن «كتابخانه» ديگر وجود خارجى نداشته است...؟).
بارى، نگارنده از بقاى «كتابخانه»اى در شهر رى - كه بعدها مىبايست به عنوان