مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 152

«كتاب‏خانه‏اى ملحد» كه ماهيتِ كفرآميز آن بسيار شهرت خواهد يافت - ، به سرعت مى‏گذرد (اين «كتاب‏خانه» به ابن عبّاد تعلق داشت) و بيشتر تلاش مى‏ورزد توجّه را به اين موضوع معطوف دارد كه مديريت سياسى و بسيار زيركانه آن مكان، همچنان به عنوان نمونه و الگويى براى دولت‏ها و حكومت‏هاى بعدى‏اى كه از راه رسيدند، به شمار مى‏رفت.
سپس آن هنگام كه نگارنده، از سياست پشتيبانىِ مالى و معنوى وزراى شيعى‏اى كه در خدمت حكّام سلجوقى انجام وظيفه مى‏كردند، تغيير سخن مى‏دهد، سرسپردگى و وفادارىِ عميق خود را به وضوح «اعتراف» مى‏كند و اين كار را با تشديد كردن بُعدِ اجتماعى و كثرت‏گرايانه «مذاهب» به انجام مى‏رساند. اين وزرا، همه شيعه و متّقى و اصولى بودند. لذا تأثيرگذارى و ردّ پاى حمايتگرانه و همراه با پشتيبانى‏اى كه اينان از خود ابراز مى‏داشتند، با همان معناى «شهرى و عمومى»، كه از ويژگى‏هاى تبادلات موجود ميان «شهر» و «علم و دانش ِ» فقهى به شمار مى‏رفت و در مكاتب مختلف، از تنوّع فراوانى برخوردار بود، هماهنگى تمام دارد.
با مشاهده فهرستِ اسامى وزراى شيعى در دوران سلجوقيان (كه ضرورتى ندارد در اين مقاله گنجانده شود)، آدمى مى‏تواند به اين نتيجه دست پيدا كند كه نوعى سبك و شيوه حمايت و پشتيبانى مالى ويژه وجود داشت كه به كمك آن، شهرها مى‏توانستند به شكوفايى و غناى فرهنگى و مذهبى لازم و مطلوب دست پيدا كنند و از انواع «مدارس» و مساجد جديد و تازه تأسيس‏شده كه در راستاى بازسازى‏ها و نوسازى‏ها و ترميمِ بناهاى زيارتگاه‏هاى بزرگ و كوچك قرار داشتند، برخوردار گردند. اين بازسازى‏ها و نيز نام «مدارسى» كه از سوى وزراى شيعى تأسيس شده است، با نهايت دقّت و وسواس از سوى كَلمَر (1971م) مورد بررسى و مطالعه قرار گرفته شده‏اند.
ليك به نظر مى‏رسد كه نوعى وفادارى از همان الگوى پشتيبانى و حمايت مالىِ مربوط به دوران گذشته وجود داشته است و آن نكته بدين شكل نمايان مى‏گردد كه در

صفحه از 155