«كتابخانهاى ملحد» كه ماهيتِ كفرآميز آن بسيار شهرت خواهد يافت - ، به سرعت مىگذرد (اين «كتابخانه» به ابن عبّاد تعلق داشت) و بيشتر تلاش مىورزد توجّه را به اين موضوع معطوف دارد كه مديريت سياسى و بسيار زيركانه آن مكان، همچنان به عنوان نمونه و الگويى براى دولتها و حكومتهاى بعدىاى كه از راه رسيدند، به شمار مىرفت.
سپس آن هنگام كه نگارنده، از سياست پشتيبانىِ مالى و معنوى وزراى شيعىاى كه در خدمت حكّام سلجوقى انجام وظيفه مىكردند، تغيير سخن مىدهد، سرسپردگى و وفادارىِ عميق خود را به وضوح «اعتراف» مىكند و اين كار را با تشديد كردن بُعدِ اجتماعى و كثرتگرايانه «مذاهب» به انجام مىرساند. اين وزرا، همه شيعه و متّقى و اصولى بودند. لذا تأثيرگذارى و ردّ پاى حمايتگرانه و همراه با پشتيبانىاى كه اينان از خود ابراز مىداشتند، با همان معناى «شهرى و عمومى»، كه از ويژگىهاى تبادلات موجود ميان «شهر» و «علم و دانش ِ» فقهى به شمار مىرفت و در مكاتب مختلف، از تنوّع فراوانى برخوردار بود، هماهنگى تمام دارد.
با مشاهده فهرستِ اسامى وزراى شيعى در دوران سلجوقيان (كه ضرورتى ندارد در اين مقاله گنجانده شود)، آدمى مىتواند به اين نتيجه دست پيدا كند كه نوعى سبك و شيوه حمايت و پشتيبانى مالى ويژه وجود داشت كه به كمك آن، شهرها مىتوانستند به شكوفايى و غناى فرهنگى و مذهبى لازم و مطلوب دست پيدا كنند و از انواع «مدارس» و مساجد جديد و تازه تأسيسشده كه در راستاى بازسازىها و نوسازىها و ترميمِ بناهاى زيارتگاههاى بزرگ و كوچك قرار داشتند، برخوردار گردند. اين بازسازىها و نيز نام «مدارسى» كه از سوى وزراى شيعى تأسيس شده است، با نهايت دقّت و وسواس از سوى كَلمَر (1971م) مورد بررسى و مطالعه قرار گرفته شدهاند.
ليك به نظر مىرسد كه نوعى وفادارى از همان الگوى پشتيبانى و حمايت مالىِ مربوط به دوران گذشته وجود داشته است و آن نكته بدين شكل نمايان مىگردد كه در