مدرسه سنّيان در برابر دار العلمِ شيعيان (بحثى در باره كتاب نقض) - صفحه 153

طول دوران كوتاه مدّت وزارت آن وزير شيعى و تمام كارهاى بزرگى كه براى جامعه و عموم مردم به انجام رسانيد، در ميان آثار بهاء الدين كمال ثابت قمى، صرفاً وجود مساجد و «مدارس» قيد شده است، حال آن كه اشاره نگارنده به «كتاب‏خانه»هايى كه آن وزير تأسيس كرده بود، در جايى ديگر قيد مى‏شود، آن هم در خارج از محتوا و چارچوبى مشخّص و دقيق.
بارى، سكوت موجود در كتاب نقض، در ارتباط با ديگر تأسيسات و بناهاى عمومى - به مانند بيمارستان‏هاى عمومى - بسيار قابل درك است. تعلّق و سرسپردگى به «سياست‏هاى فرهنگى»اى كه از سوى سران و حكّام سلسله سلجوقى آشكار گرديد و با پشتيبانى‏ها و حمايت‏هاى وزراى شيعى انجام پذيرفت، دقيقاً در صفحات كتاب به معرض ديد و توجّه خواننده گذاشته مى‏شود تا نوعى تأييد و تثبيتِ تكرارى و مداوم از آيين تشيّع كه درست در برابر ساير مكاتب فقهى و عملكردهاى اجتماعى‏شان قرار مى‏گيرد، صورت پذيرد.
لذا دانش فقهى به عنوان اصلِ اوّليه و زمينه تطبيق و بيان اختلافاتِ فقهى عمل مى‏كند و همين دانشِ فقهى نيز از درونِ هسته‏اى كه همانا در قالب «مدرسه» آشكار مى‏گردد، بيرون مى‏آيد.
لذا طبقه‏بندى‏هاى جديدِ علوم و انديشه و اصول يك عملكرد اجتماعى كه به «دانشى» با ماهيت عمومىِ تعليم مربوط اند، بدين شكل شكوفا مى‏شوند.
بدين سان، «مدرسه» به عنوان تصويرى تاريخى خودنمايى مى‏كند و در اين نظامِ جديدِ ارتباطى - كه ميان «شهر»ها و «دانش» و نيز «دربارِ» شاهانِ دوره سلجوقى وجود داشته است - ، مدرسه، همچون نمودارى برجسته از كارهايى است كه بايد از طريق آن صورت مى‏گرفت.

صفحه از 155