5. روش درست بحث و جدل كردن
قزوينى به نام عالمى متبحّر و شيعه متعهّد، آداب بحث با مخالفان را نيك مىدانسته است. او خاطرهاى را نقل مىكند كه يك سنّى در مناظره گفته است كسى كه نماز تراويح را در رمضان به جماعت نخواند، ملحد است و قزوينى شرح مىدهد كه با بحث صحيح و چند پرسش ساده به سنّى تفهيم مىكند كه پندارش نادرست است و سرانجام:
«بى چاره ناصبيك بى آلت و خام متحيّر فروماند و مبهوت بماند. گفتم: اى بيچاره! سنّت بهتر از فريضه مىدانى؟ عمر را بهتر از مصطفى مىشناسى؟ تارك جماعت فريضه خداى را مسلمان مىخوانى، تارك جماعت تراويح عمر را چرا ملحد مىدانى؟ معترف و پشيمان گشت و بر مفتيان ناانصاف خود نفرين كرد. ۱
البته سراسر كتاب نقض به دليل پاسخ دادن به ادعاها و اتّهامات سنّى، همين حالت روش درست بحث و جدل را با خود دارد.
يك نمونه مستند اين بحثها هم اين است كه قزوينى با استفاده از حالت نزاع و خلاف كه ميان اصحاب مذاهب اهل سنّت (مانند حنفى و شافعى) است، سنّى را سرزنش مىكند كه اختلاف فقهى حنفى و شافعى جايز است؛ امّا براى شيعه چنين نيست؟! ۲
6. نكات و اشارات از نظر افتاده
قزوينى به دليل بهرهمندى از شواهد و دلايل گوناگون براى مجاب كردن مخالف خود، به پارهاى نكات اشاره مىكند كه امروز ارزش تاريخى آنها محفوظ است كه نمونههايى از آنها چنين است:
يك. نامگذارى فرزند به نام خلفا
قزوينى در دفاع از اين كه شيعيان اهل دشنام دادن به خلفا نيستند و نيز تعصّب در نامگذارى فرزند ندارند، مواردى را مىآورد كه نام فرزندان شيعيان از جمله نام برخى