كشتند. قزوينى با استناد به اين سخن خودِ نويسنده كه گفته است واضع مذهب رفض، ابن مقفّع بوده، او را رسوا كرده است. ۱
نيز سنّى گفته است كه دين هدى دولتش به رسول خداى بود و رونقش به عمر. قزوينى مىگويد:
پندارى فراموش كرده است آنچه در فصل پيشين بيان كرده است كه اگر نه محمّد بودى، على و عمر شتربانان ديگر بودندى و اين جا مىگويد رونقش به عمر بود؛ بل عمر را بر رسول ترجيح داده است. ۲
در جايى كه نويسنده سنّى گفته است شيعيان، سجده بر نيم روى كنند، قزوينى مىگويد:
پندارى در آن مدت كه مىگويد رافضى بودم، يك نماز نكرده است. ۳
4. بيان سيره عملى اهل بيت عليهم السلام
قزوينى در مواردى براى اثبات مدّعاى خويش از سيره عملى اهل بيت عليهم السلام ياد كرده است، با اين هدف كه وقتى استناد سنّى به روش و سيره فقهاى اربعه (قرن دوم هجرى) است، چرا استناد به سيره روش فرزندان حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله - كه هم متقدّم و هم مطهّرند - جايز نباشد؟!
مثلاً در مورد نماز خواندن با دستهاى افتاده مىگويد:
اقتدا به مصطفى و به امير المؤمنين و به همه ائمّه هدى - عليه و عليهم السلام - است. ۴
در مورد سر برهنه نماز كردن هم قزوينى به مذهب اهل بيت عليهم السلام استشهاد كرده، ۵ و نيز شيوه وضو را به ائمّه هدى استناد كرده است. ۶