ويژگى‏هاى سبكى، ساختارى و فكرى كتاب «نقض» - صفحه 367

متن فارسى كتاب، قابل ملاحظه است كه برخى نمونه‏هاى آن اشاره مى‏كنيم.

يك. واژگان عربى كم كاركرد

قزوينى، برخى واژگان را كه در ذهن داشته است و كم كاربرد هم بوده‏اند، آورده است، مانند: شفير (آستانه)؛ شطارت(بدكارى)؛ طنفسه (زيرانداز). ۱

دو. عربى شدن ساخت جمله فارسى‏

اين ويژگى در آثار كسانى مانند ابو الفتوح رازى (مفسّر بزرگ هم روزگار با عبد الجليل قزوينى) و بعدها در آثار واعظ كاشفى هم قابل يافتن است كه بيشتر از توغّل و ممارست نويسنده در متون ادب عرب و تأثيرپذيرى از نگارش و جمله‏بندى بر سياق صرف و نحو عرب ناشى شده است، مانند اين نمونه‏ها:
- اين اسامى كه ياد كرده‏اند نه واضع اند نه صاحب مذهب نه مطاع اند نه مقتدا؛ ناقلانى اند معتمد، مستنبطانى اند امين كافى. ۲
- چگونه درس فقه و شريعت نباشد جماعتى را كه كتب‏خانه‏هاى ايشان مملو باشد از كتب اصولى و فروعى؟
- مگر به سمع اين قائل نرسيده است كه مرتضاى بغداد را چهار صد شاگرد فاضل متبحّر بوده‏اند دون از دگران؟ ۳

سه. ساير موارد

در متن كتاب نقض، مواردى مانند تكيه كلام عربى (على زعمه، ۴ ممكن ۵) جمع بستن جمع‏هاى عربى (بركات‏ها، ۶ اصحابان ۷) جمع مكسر بستن واژه فارسى رهبان (رهبانيه) معرب كردن واژه فارسى(كاشان/ قاشان ۸) هم به چشم مى‏آيد.

1.ر.ك: همان، ۲۷۲، ۱۲۲ و ۳۵۴.

2.همان، ۲۹.

3.همان، ص ۳۹.

4.ر.ك: همان، ص ۱۵.

5.ر.ك: همان، ص ۲۹۸.

6.همان، ص ۱۵۵.

7.همان، ص ۳۲۱.

8.همان، ص ۳۹۵.

صفحه از 378