2. تركيبسازى
عبد الجليل قزوينى براى بيان مقصود خود، برخى تركيبها را برساخته است كه شمارى از آنها زيبا و داراى ارزش ادبى و هنرى هم هستند. نمونهاى از اين تركيبها - كه شايد بتوان برخى از آنها را تكيه كلام اهل فقه و مدرسه دانست - چنين است:
ابله ديدار؛ اموى صفت؛ پاى خوانان؛ بر خود خنديدن؛ بغض مادر آورده؛ پالانگر؛ پستجو؛ دستاربند؛ ريش به نماز نبودن؛ صاحب وضو؛ عداوت مادر آورده؛ كلام خواستن؛ گل گير؛ نوسنّى. ۱
3. به كار بردن شعر فارسى
با وجود كراهتى كه شعر نزد فقهاى اماميه داشته است و نيز قزوينى نمىخواسته است از شعر شاعران سنّى مذهب بهرهمند شود مگر اين كه شاعر سنّى، در ستايش حضرت علوى عليه السلام سروده باشد و شاعران شيعى هم در اقليت بودهاند، باز نويسنده از ارزش هنرى و كاربردىِ آوردن شعر در متن خود، غافل نمانده است و جاىجاى سخن خويش را به شعر آراسته است.
عبد الجليل، گاهى شعر شاعران سنّى مذهب را كه موافق باور خود اوست، مىآورد، مانند اين ابيات سنايى در منقبت على عليه السلام:
- جانب هر كه با على نه نكوستهر كه خواه گير من ندارم دوست
- هر كه چون خاك نيست بر در اوگر فرشته است خاك بر سر او.۲
نيز اين نمونهها:
- گر طاعتهاى ثقلين جمله تو دارىو اندر دلت از بغض على نيم سپندان
- فردا كه بر آرند حساب همه عالمهمراه تو باشد به ره هاويه هامان.۳
در مواردى قزوينى با آوردن شعر شاعران اهل سنّت، از حماسه باستانى ايرانزمين روىگردان مىشود؛ امّا او بهره خود را از اين شيوه بر مىدارد و نگاه مذهبى - شيعى خود را به نفى حماسه ملّى دارد:
- چند برخوانى ز شهنامه حديث روستمدر جمل بد مرد كاو چون روستم جمال داشت
- جمله مقهور آمدند از ذوالفقار مير دينزان كه بارنده بر ايشان ذوالفقار آجال داشت.۴
مواقعى هست كه نويسنده، با شعر، خشم و تندىِ خود را به مخالف آن خود نشان داده است:
- آب دريا كز او گُهر زايدبه دهان سگى نيالايد.۵
گفتيم كه نويسنده، هوادار و دوستدار شاعران شيعى بوده است. شاعرانى كه معمولاً در تذكرههاى ادبى - كه نويسنده آنان سنّى مذهب بودهاند - كمتر از آنها نام و نشانى در ميان است، در جايى بر مناسب از اين شاعران شيعى ياد مىكند:
... كجا اشعار و ابيات بزرگ در چشمش آيد چون شعر كسايى و اسعدى و عبد الملك بنان معتقد و خواجه على متكلّم و احمدچه و خواجه ناصحى و امير قوامى و قائمى و معينى كه هر بيتى را به جهانى سزد. ۶
مؤلّف از اشعار عربى هم استفاده كرده است كه يادآور صبغه فقهى و مذهبى و گرايش او به زبان عربى است. اين اشعار هم البته از جنس همان اشعار فارسى و بيشتر در اثبات ولايت ائمّه هدى عليهم السلام است، مانند پنج بيت عربى در وصف مولا على عليه السلام و جنگ خيبر. ۷
1.همان، ص ۷۴،، ۱۹۰، ۴، ۵۲۰، ۵۰۰ و۱۵۰، ۲۷۸، ۶۲۷، ۸۱ و ۳۲، ۵۷۶ و ۵۳۱، ۳۶۵ و ۳۶۰، ۵۲۴، ۴۴۷، ۳۸۵ و ۳۲۰.
2.همان، ص۲۳۲.
3.همان، ص۵۹۰.
4.همان، ص ۱۸۳.
5.همان، ص۷۵.
6.همان، ص۵۷۷.
7.همان، ص ۶۸.