«لمیلد»، یعنى چیز کثیفى، چون فرزند و سایر چیزهاى کثیفى که از آفریدگان بیرون مىآید، از او بیرون نیامده و چیز لطیفى چون نفس و عوارضات که پدید مىآید، از او منشعب و پراکنده نمیشوند؛ مانند پینکى و خواب و اندیشه که در دل درآید و غم، اندوه، خوشحالى، خنده، گریه، ترس، امید، رغبت، دلتنگی، گرسنگى و سیرى، و خدا از آن برتر است که چیزى از او بیرون آید و آن که چیز کثیف یا لطیفى از او متولد شود ...؛ مخترع چیزهاست و آفریننده آنها و پدیدآورنده چیزهاست به «قدرت خویش».1
2. امامرضا علیه السلام میفرمایند: «لَا یَتَغَیَّرُ الله بِانْغِیَارِ الْمَخْلُوقِ کَمَا لَا یَتَحَدَّد بِتَحْدِیدِ الْمَحْدُود»؛ 2 الله تعالی به سبب دگرگونیِ آفریدهشده، دگرگون نمیشود. طبق این سخن وحیانی، اگر نور معصومین علیهم السلام و مومنان، همانند شعاع خورشید «از» خورشید، «از» ذات الله تعالی صادر شده باشد، نتیجه اش دگرگونی و به تبع آن، نقص در ذات او (سبحانه) خواهد بود. (معاذالله)
سوم: در برخی از روایات، مسبوقیت انوار معصومین علیهم السلام به عدم، تصریح شده است؛ مانند روایتی که شیخکلینی رحمه الله علیه به صورت مسند از اماممحمدتقی علیه السلام نقل میکند.3 همچنین الانوار فی مولدالنبی،4 از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکند:
کَانَ الله وَ لَا شَیْءَ مَعَهُ فَأَوَّلُ مَا خَلَقَ نُورُ حَبِیبِهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله قَبْلَ خَلْقِ الْمَاءِ وَ الْعَرْشِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللَّوْحِ وَ الْقَلَمِ وَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ الْمَلَائِکَةِ وَ آدَمَ وَ حَوَّاءَ بِأَرْبَعَة أَلْفِ عَام...؛5خدا بود و چیزی با او نبود؛ پس اولین چیزی را که آفرید، نور حبیبش محمد صلی الله علیه وآله بود که چهارهزار سال قبل از آفرینش آب، عرش، کرسی، آسمانها، زمین، لوح، قلم، بهشت، جهنم، ملائکه، آدم و حوا آن را آفرید.
چهارم: برخی روایات نیز، غیر مستقیم آغازداشتن این انوار را هدف قرار دادهاند؛ مانند روایتی که در عللالشرایع 6 از امامصادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «إِنَّ الله تَبَارَکَ وَ
1.. ر.ک: التوحید، ص۹۱، ش۵ و اسرار توحید (ترجمۀالتوحید)، ص۸۱ و۸۲.
2.. التوحید، ص۳۷، ش۲ و الاحتجاج، ج۲، ص۳۹۹.
3.. الکافی، ج۱، ص۴۴۱، ش۵: «...متفرداً بوحدانیته ثم خلق محمداً ...».
4.. الانوار فی مولدالنبی، ص۵ .
5..البته در بحارالانوار و شرح توحید الصدوق به نقل از کتاب الانوار فی مولد النبی، اینگونه آمده: «بأربعةِ و عِشرینَ و أربَعِمّاتِهِ اَلف عامٍ). البحار، ج۵۴، ص۱۹۸، ش۱۴۵ و شرح توحید الصدوق، ج۳، ص۶۰۰.
6.. عللالشرایع، ج۱، ص۱۱۷، ش۱۴.