تَعَالَی خَلَقَنَا مِنْ نُورٍ «مُبْتَدَع»»؛ الله تعالی ما را از نوری که «آفرینش آن از چیزی نبوده» آفرید.
جناب ملاصدرا در کتاب اسرارالآیات1 مینویسد: «... و معنیالابداع هو ایجادالشیء عنالعدم، ای ایجاده لا من شیء، لست اقول من لا شیء ...».
پرسش: بنا بر آنچه که در پاسخ شبهه سوم آمده، واژه «مِن» (به معنای «از») در این فرازها، چگونه قابل توجیه است؟
پاسخ: «از» در این فرازها، مانند معنای «صنعت از صانع» است، که بر روش «خالق و مخلوق» باشد، نه مانند معنای «جزء و کل»، و یا «سرکه از شراب»، یا «فرزند از پدر»، تا برای الله تعالی «اجزا»، «دگرگونی»، و یا «مناکحت» لازم آید، چنانچه امامرضا علیه السلام این حقیقت را برای شخصی که گفت: «مسیح «از» خداست»، بیان فرمودند.2
نتیجه نگاه اول
پیدایش ماسوی، چه مادی و چه مجرد (با فرض وجود خارجی مجردی غیر از حقّ تعالی) در ازل محال است؛ حتی زمان و مکان (چه دارای وجودی اصیل فرض شوند و چه انتزاعی) نیز حادثاند. البته باید توجه داشت که تصور عدم این دو، برای مخلوقی که به هر چیزی از دریچه زمان و مکان مینگرد، محال به نظر میرسد (همانطور که دیدن «واحد» برای شخص دوبین و دیدن «رنگ سفید» برای شخصی که شیشه عینک او قرمز است و ... محال میباشد)، لکن حقیقت معنای عدم زمان و مکان، با عنایت به هدایت پیشوایان معصوم که ادراکاتشان ( وبه تبع آن تعالیمشان ) فراتر از ادراکات (و به تبع آن فرآوردههای فکریِ ) بشرِ بیگانه از وحی است، تنها به این صورت مورد توجه وتصدیق عقل قرار میگیرد که نقیض معنای زمان و مکان میباشد. ۳
گفتنی است، حتی زمان ۴ و مکان۵ نیز ابتدا داشته و حادثاند؛ البته نه به این معنا که زمانی بوده که زمان نبوده تا گفته شود: «قضیه فوق یک قضیه پارادکسیکال
1.. اسرارالآیات، ص۷۶.
2.. ر.ک: المناقب، ج۴، ص۳۵۲.
3.. ر.ک: فراتر از عرفان، ص۳۶.
4.. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۱۳۹؛ التوحید، ص۳۷ و ص ۳۰۸ و الاحتجاج، ج۲، ص۳۹۹ – «سبق الاوقات کونه».
5.. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۹۰، ش۱۵ و ۱۷ و التوحید، ص۱۷۵، «کانالله و لا مکان».