(متناقضالاجزا) است، و در آن اثبات شیء و نفی آن جمع شده است»،۱ و یا اینکه: «قائل به حدوث زمان، ناآگاهانه به قدیمبودنش اعتراف کرده است»؛۲ بلکه به معنای ابتداداشتن و آغازداشتن (و محدود و متناهیبودن عمر) آن میباشد.
نگاه دوم
در پاورقی اصول فلسفه و روش رئالیسم آمده است:
فلاسفه، برهان عقلی اقامه میکنند که در جریان طبیعت و در نظام «زمان و مکان»، «پدیدآمدن از هیچ» محال است. هر حادث و پدیدهای به عقیده فلاسفه، مسبوق است به «ماده» قبلی. پس این که بشر نمیتواند از«هیچ» یک چیز بسازد، مربوط به عجز و ناتوانی بشر نیست، بلکه این کار فیحدذاته محال و ممتنع است. طبق این نظریه، شرط اول پیدایش یک مصنوع، وجود «ماده» است.۳
این در حالی است که بنابر مستندات وحیانی، حق تعالی، نه تنها اشیا را بدون ماده قبلی _ که ازلی باشد _ آفریده است، بلکه خلاف این اعتقاد نیز بسیار مذمت شده است. برای مثال:
1. امیرالمومنین علیه السلام در خطبهای ۴ فرمودند: «وَ کُلُ صَانِعِ شَیْءٍ فَمِنْ شَیْءٍ صَنَعَ وَ الله لَا مِنْ شَیْءٍ صَنَعَ مَا خَلَق»؛۵هر سازنده چیزی، آن را از چیزی ساخته و خدا آنچه را که آفریده، از چیزی نساخته است.
2. در فرازی از خطبه 163 نهجالبلاغه اینگونه آمده:«لَمْ یَخْلُقِ الْأَشْیَاءَ مِنْ أُصُولٍ أَزَلِیَّة»۶چیزها را از اصلهای همیشگی نیافریده است.
۳. امام رضا علیه السلام در ضمن بیان توحید فرمودند؛ «الْحَمْدُ لِلهِ فَاطِرِ الْأَشْیَاءِ إِنْشَاءً وَ مُبْتَدِعِهَا ابْتِدَاءً بِقُدْرَتِهِ وَ حِکْمَتِهِ لَا مِنْ شَیْءٍ فَیَبْطُلَ الِاخْتِرَاع». ۷
1.. ترجمه و شرح بدایةالحکمة، ج۳، ص۵۳.
2.. همان؛ به نقل از «ارسطو».
3.. مجموعه آثار، ج۶، ص۷۲۷ و پاورقی بر اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۴، ص۱۳.
4.. به عقیدۀ شیخکلینی رحمة الله علیه ، این خطبه از مشهورترین خُطَب امیرالمؤمنین بوده و اگر تمام جن و انس غیرمعصوم جمع شوند تا همانندش را بیاورند، نخواهند توانست؛ پس اگر طالب علم توحید، در آن تدبر کند و خوب آن را بفهمد، همین یک روایت برای فهم توحید، او را کفایت میکند.ر.ک: الکافی، ج۱، ص۱۳۶.
5.. الغارات، ج۱، ص۹۸ و الکافی، ج۱، ص۱۳۴، ش۱ و التوحید، ص۴۳، ش۳.
6.. التوحید، ص۷۹، ش۳۴.
7.. الکافی، ج۱، ص۱۰۵، ش۳ و التوحید، ص۹۸، ش۵.