مؤید: با وجود اینکه جناب ملاصدرا، برهانی را که نخستین بار ابنسینا، ۱ به منظور اثبات مسبوقبودن هر پدیده به ماده _ علاوه بر قوه و امکان _ اقامه کرده بود را خودش با اندک تغییری در اسفار۲ آورده بود، ذیل این روایت، همانند دیگر شارحانِ کافی، نظیر علامهمجلسی۳ و مولیمحمدصالحمازندرانی۴ و... بعد از بیان این مطلب که: «اختراع و ابداع به معنای ایجاد شیء بدون اصل و نمونه میباشد»، مینویسد: «مراد این است که الله تعالی، اشیا را بدون «ماده» و به نفس قدرتش آفریده است».۵
4. امامباقر علیه السلام به ابیاسحاق لیثی فرمود:«وَ مَنْ زَعَمَ أَنَ الله عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ مِنْ شَیْءٍ فَقَدْ کَفَر»؛۶و کسی که معتقد است خداوند، اشیا را از چیزی آفریده به او کفر ورزیده است.
طرح شبهه و جواب از تفسیر نمونه
شبهه: کلمه «بدیع» از ماده «بدع» به معنای به وجودآوردن چیزی بدون سابقه است و این را میرساند که خداوند، آسمانها و زمین را بدون هیچ ماده و نمونه قبلی به وجود آورده است. اکنون این سؤال پیش میآید که مگر میشود چیزی از عدم به وجود آید؟ عدم که نقیض وجود میباشد، چگونه میتواند علت و منشأ وجود باشد؟!...این همان ایراد مادیها در مسئله «ابداع» است و از آن نتیجه میگیرند که ماده اصلی جهان، ازلی و ابدی است و مطلقاً موجود و معدوم نمیشود.
پاسخ: در مرحله اول، عین این ایراد به خود مادیها نیز وارد میشود. توضیح این که: آنها معتقدند، ماده این جهان، قدیم و ازلی است و تا به حال چیزی از آن کم نشده و این که میبینیم جهان تا حال تغییراتی پیدا کرده، تنها «صورت» آن است که دائماً در حال تغییر است، نه اصل ماده. از آنان میپرسیم: صورت فعلی ماده که قبلاً به طور مسلّم وجود نداشته، چگونه بهوجود آمد؟ آیا از عدم بهوجود آمد؟ اگر چنین است، پس چگونه «عدم» میتواند منشأ «وجود صورت» گردد؟!
1.. ر.ک: الشفا (الالهیات)، فصل دوم از مقالۀ چهارم، ص۱۷۰ به بعد.
2.. ر.ک: الاسفار، ج۳، ص۴۹ _ ۵۲.
3.. ر.ک: مرآة، ج۲، ص۸۵، ش۱ و البحار، ج۴، ص۲۲۳.
4.. ر.ک: شرح اصولکافی، ج۳، ص۲۲۳.
5.. ر.ک: شرح اصولالکافی لصدرالمتألهین، ج۱، ص۱۷۹.
6.. عللالشرایع، ج۲، ص۶۰۷، ش۸۱.