مثلاً نقاشی، منظره زیبایی را با قلم و رنگ روی کاغذ ترسیم میکند. مادیها میگویند: ماده رنگی آن موجود بوده است، ولی این صورت و این منظره قبلاً وجود نداشته. (حال سؤال این است که اگر نبوده) چگونه بهوجود آمده؟! هر جوابی که آنها برای پیداشدن «صورت» از «عدم» دادند، همان پاسخ را در مورد «ماده» خواهیم گفت. در مرحله ثانی باید توجه داشت که اشتباه از ناحیه کلمه «از» بهوجود آمده است. آنها خیال میکنند این که میگوییم: «عالم» از «نیستی» به هستی آمده، مثل این است که میگوییم: میز «از» چوب ساخته شده است که در ساختن میز، چوب باید قبلاً موجود باشد تا میز ساخته شود؛ در صورتی که معنی جمله «عالم از نیستی به هستی آمده» این نیست، بلکه به این معناست که «عالم قبلاً وجود نداشت، پس موجود شد»؛ آیا در این عبارت تضاد و تناقضی میبینید؟!۱
برداشت: اولاً، به نظر میرسد، صرف نظر از ایرادهای اهل فن۲ به شاکله و نتیجه این برهان منتسب به فلاسفه، که لازمه آن یا وجود اصل قدیم و ازلی غیر باریتعالی و یا ماده ممکناتبودن ذات اللهتعالی است (معاذ الله)۳ و هر دو دیدگاه نیز به قِدَم «ماسوی» منتهی میشود، مستندات وحیانی نیز علاوه بر نفی «خلق من شیء»، التزام به آن را _ علاوه بر این که عبور از خط قرمزهائی میداند که در قسم دوم از "نگاه" اول ذکر شد، همچنین، نافی تقدم حقیقی الله تعالی۴ و نافی ابداعی و اختراعیبودن فعل حضرت حق۵ و بالأخره مساوی با کفر میدانند.۶ نتیجه آن که «ماسوی» از «ماده» ازلی و قدیم پدید نیامدهاند.
ثانیاً، اینکه گفته شده: «اگر بشر نمیتواند از «هیچ» یک چیز بسازد، مربوط به عجز و ناتوانی بشر نیست، بلکه این کار فیحدذاته محال و ممتنع است»۷ ، به جهت این
1.. تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۲۱ و ۴۲۰، ذیل آیۀ ۱۲۷ سورۀ «بقره».
2.. از مهمترین ایرادها، علاوه بر آنچه در تفسیرنمونه ذکر شده، عبارتاند از: الف: راهیافت مغالطه در شاکله این برهان (ر.ک: ترجمه و شرح بدایةالحکمة، ج۱، ص۷۲)، ب: تسلسل در جانب مبدأ (ر.ک: مجمعالبحرین، ج۵، ص۱۵۹ و مناهجالیقین فی اصولالدین، پاورقی، ص۷۱)، ج: نفی قدرت الله تعالی (ر.ک: شرح اصول الکافی، مولی محمدصالحمازندرانی، ج۳، ص۲۲۳).
3.. ر.ک: شرح اصول الکافی لصدرالمتألهین، ج۴، ص۹.
4.. ر.ک: الکافی، ج۸، ص۹۴، ش۶۷، «لیس هو یتقدمه».
5.. ر.ک: الکافی، ج۱، ص۱۰۹، ش۳ و التوحید، ص۹۸، ش۵، «فیبطل الاختراع».
6.. ر.ک: عللالشرایع، ج۲، ص۶۰۲، ش۸۱، «مِنْ شَیْءٍ فَقَدْ کَفَر».
7.. مجموعه آثار، ج۶، ص۷۲۷.