فصل
طايفه جليله اماميه ـ كثّرهم اللّه تعالى و أعانهم على أعدائهم ، أعداء اللّه ـ يوم ولادت را اجماعاً در روز هفدهم دانند ، غير از ثقة الاسلام كلينى و معاصر او على بن الحسين مسعودى كه با اهل سنّت ، موافقت كردند و در دوشنبه دوازدهم گفتند. نه از براى اين دو قول سيّمى و نه به غير اين دو قائل ثالثى در ميان ايشان است.
امّا مسعودى ، پس از طريقه ايشان. در مروج الذهب ۱ معلوم مى شود كه تا چه مقدار ، همراهى و مرافقت با اهل سنّت داشته و تقيّه مى كرد و بر نَسَق آنها سخن مى گفت و وقايع ، نقل مى نمود ، تا آن كه حالش بر جمعى مشتبه شده و او را از ايشان مى دانند و فاضل المعى آقا محمد على كرمانشاهى ، در حواشى نقد الرجال كه به خطّ مبارك ايشان به نظر رسيده ، اصرار بليغى در شيعى نبودن ايشان كرده و وجوهى ذكر نموده. امّا كتاب اثبات الوصية مسعودى را نديدند ، والاّ چنين سوء ظنّى و نسبت قبيحى به آن جناب نمى دادند ؛ و امّا شيخ كلينى عز و جل اگر چه ثقة الاسلام و فخر شيعه است و كتابش در اعتبارْ بى نظير ؛ اما بر ناقد بصير پوشيده نيست كه ايشان ، در مقام ذكر تاريخ مواليد و وفات معتنى به تحقيق و تميز صحيح از سقيم نبودند. ۲ لهذا با آن اعتنا به ذكر سند در هر خبرى در اين جا قناعت كردند به عبارت بعضى از مورّخين كه در نزد ايشان حاضر بود ؛ چه ، ثمرى در معارف حقّه و اخلاق حسنه و اعمال جوارحيه كه مترتّب بر معرفت آنها باشد ، نبود و وضع كتاب براى آن سه فايده جليله است كه بحمد اللّه ، متكفّل
1.مروج الذهب ، تحقيق: اسعد داغر ، دارالأندلس ، ۱۹۶۵ ، ج۲ ، ص۲۶۸.
2.الأصول من الكافى ، بيروت: دارصعب ، ۱۴۰۱ق ، ج۱ ، ص۴۳۹.