پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ سَيِّئُ الهَيئَةِ، فَقالَ: أ لَكَ مالٌ؟ قالَ: نَعَم مِن كُلِّ أنواعِ المالِ. قالَ: فَليُرَ عَلَيكَ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جل يُحِبُّ أن يَرى أثَرَهُ عَلى عَبدِهِ حُسنا، ولايُحِبُّ البُؤسَ وَالتَّباؤُسَ.
ـ به نقل از زهير بن ابى علقمه ضُبَعى ـ :مردى با ظاهرى زشت، نزد پيامبر صلىالله عليه و آله آمد. پيامبر فرمود: «آيا مالى دارى؟». گفت: آرى؛ همهگونه مال دارم. فرمود: «پس بايد [اثرِ مال] بر تو ديده شود. هر آينه خداوند دوست مىدارد كه اثرِ [مال] خويش را بر بندهاش به نيكى بنگرد و نه تنگ دستى را دوست دارد و نه تظاهر به تنگ دستى را».
المعجم الكبير : ج5 ص273 ح5308
راوي: مقاله «محدودۀ مجاز تنبيهبدنی كودكان ازمنظر روايات اهل بيت(ع)» نوشته محمد رسول آهنگران به تازگی در سومين شماره فصل نامه علمی ـ پژوهشی علوم حديث53 درج و منتشر شده است.
به گزارش راوي، در چكيده ابتدايی اين مقاله آمده است: با مسلم بودن اصل عدم جواز تنبيه بدنی اطفال، اين عمل به حكم دلايل شرعی در سه صورت جايز است كه عبارتاند از: 1. ولی نسبت به فرزند، 2. ولی نسبت به يتيمی كه تحت سرپرستی اوست، 3. معلم نسبت به شاگرد. و در هر مورد، محدوديتهايی وجود دارد كه از جمله مهمترين آنها، رعايت هدف تأديب و تربيت و پرهيز از انگيزههای نفسانی، مانند غضب است كه در صورت انجام اين عمل با هدفی غير از تأديب و تربيت، تنبيه كننده مرتكب عمل حرام شده و قابل مجازات تعزيری است. علاوه بر اين محدوديت، محدوديت سنی هم مطرح است و آن، اين كه كودك در سنّی باشد كه اين عمل بر روی او اثر تربيتی داشته باشد و اگر در سنينی باشد كه قدرت تشخيص او كامل نشده، تنبيهبدنی با هدف تربيتی صورت نمیگيرد و از اين رو، حرام خواهد بود و اما نسبت به معلم نيز اين محدوديت مطرح است كه حداكثر تنبيهبدنی مجاز از سوی او به مقدار سه ضربه است و بيشتر از آن، جايز نيست. با توجه به اين كه تنبيهبدنی مجاز، فقط با هدف تأديب و تربيت است، اين مسأله شكل، نحوه و دفعات را نيز با محدويت مواجه كرده؛ چنانكه در اين خصوص رعايت شرايط ويژه هم الزامی است. مؤلف در ادامه می افزايد: امروزه بسياری از صاحبنظران، بويژه روانشناسان، با تنبيهبدنی به طور كلی، اظهار مخالفت مینمايند و اين مخالفت، بخصوص در مورد اطفال با تأكيد بيشتری همراه است.در اينجا بايد ديد كه از نقطه نظر شريعت اسلام، بر اساس منابع فقهی، تنبيهبدنی چه حكمی دارد؟ در صورت جواز، چه محدوديتهايی در اين باره وجود دارد؟ محدوديتهايی احتمالی از جهات مختلف قابل طرح است كه هر يك بايد جداگانه و به صورت تفصيلی بررسی شود؛ محدوديتهايی چون جنسيت، سنّ، عمل خلافی كه به خاطر آن تنبيه صورت میگيرد، شكل تنبيهبدنی و نوع آن، نسبت ميان تنبيهكننده و كودك و... كه سعی میشود در اين نوشتار، به صورت مختصر، مورد بررسی و تحقيق قرار گيرد. در ادامه می خوانيد: بر اساس آيات متعددی از قرآن كريم، حاكميتْ تنها از آن خداست و حكم هيچ كسی مشروعيت و اعتبار ندارد، مگر آن كه مستند به حكم الهی باشد. بر اين ـ كه به صورت مكرر، در سورههای(إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ)مطلب، آيهای نظير انعام، آیۀ پنجاه و هفتم و سورۀ يوسف، آیۀ چهلم و شصت و هفتم آمده و آياتی ديگر دلالت دارند. از اين رو، با توجه به اين كه حق حاكميت و قانونگذاری به صورت انحصاری در اختيار ذات اقدس خدای متعال است، بايد ديد كه مقتضای اصل اولی، وقتی كه شك كنيم كه آيا تنبيهبدنی به طور كلی جايز است يا خير، چيست؟ در پاسخ میتوان گفت كه اصل، عدم جواز تنبيهبدنی است؛ چرا كه جايز شمردن اين امر نيازمند به حكم شارع است و زمانی میتوان حكم به جواز كرد كه حكم شارع به جواز، احراز گردد و تا حكم به جواز احراز نشود، نمیتوان به شارع نسبت جواز داد؛ چرا كه اين عمل مصداق افترا و دروغبستن به اوست كه بر اساس آيات فراوانی از قرآن كريم منع و تحريم شده است. در ادامه اين مقاله می خوانيد: از روايات فراوانی برمیآيد كه تربيت فرزند، مطلوب شارع مقدس اسلام است. و نيز عقل و عقلا به حسن آن و قبيح بودن تركش حكم مینمايند. حال، آيا میتوان به مقتضای مطلوب بودن شرعی و عقلی تربيت، حكم به مطلوب بودن تنبيهبدنی فرزندان از سوی پدر و مادر نمود؟ در پاسخ بايد گفت كه با ثابت بودن اصل مطلوبيت تربيت در نزد شارع، نمیتوان حكم به مطلوب بودن هر شيوه و راهی كرد كه ما را به اين هدف میرساند، بلكه برای اثبات مطلوب بودن راه، نياز به دليل از طرف شارع داريم. در سرتاسر اين نوشتار بر اساس منابع شرعی ثابت شده كه تنبيهبدنی در موارد جايز، فقط به هدف تأديب و تربيت بايد باشد و تنها و تنها در اين صورت جايز است و در غير اين صورت، چنانكه مكرراً تذكر داده شده، عمل مزبور حرام خواهد بود و لذا با توجه به مراعات هدف تأديب و تربيت، فاصله زمانی ميان دو تنبيه، جنسيت، و روحيات خاص كودك هم بايد كاملاً ملاحظه شود تا مبادا تنبيهبدنی به جای اثر تربيتی، اثر ضد تربيتی داشته باشد. در آخر مؤلف نتيجه می گيرد: در بررسی موارد جواز تنبيهبدنی نسبت به كودكان مشخص گرديد كه در برخی امور ـ كه در فرض انجام آن برای افراد بالغ، شارع مقدس حد قرار داده، مثل زنا و لواط و مانند آن ـ اگر اين عمل از سوی نابالغ انجام شود، موجب مجازات تعزيری است و نيز تنبيهبدنی كودكان در صورتی هم جايز خواهد بود كه تربيت آنها، اعم از تربيت واجب و لازم و يا مستحب ايشان بر تنبيهبدنی، توقف پيدا كند و راهی غير از آن وجود نداشته باشد كه در اين صورت، هم اين عمل جايز خواهد بود و با توجه به روايتی كه اطلاق آن ثابت گرديد، مشخص شد كه به منظور تربيت، بر فرض كه راههای ديگری وجود داشته باشد، باز تنبيهبدنی در صورتی كه مفسده برانگيز نباشد و دارای اثر تربيتی باشد نيز اين عمل جايز است كه البته با توضيحات تقديم شده، معلوم گرديد كه تنبيهبدنی فقط به قصد تربيت جايز است و در غير آن، عملی ظالمانه بوده و حرام است.