ولى هنگامى كه در اطاق خط آهن بوديم همه تشنه بوديم. الاّ اين كه در ورود شاه عبدالعظيم قبل از زيارت به حمّام رفتيم. در آنجا قدرى در آب سرد شنا و آب تنى كرديم كه به كلى عطش ما زايل شد. با اين كه حمام عطش مى آورد، ولى چاله حوض حمام معامله به عكس آن كرد، يعنى عطش ما را زايل نمود. خلاصه با التهاب عطش وارد حمام شديم بى آنكه از تشنگى اثرى مانده باشد، بيرون شديم و در كمال راحتى مشرف به حرمين شريفين (شاهزاده عبدالعظيم و حمزه) شديم.
قبر ناصرالدين شاه را كه مجسمه او از سنگ مرمر روى قبر بود زيارت و تماشا كرديم و در مقبره ناصرالدين شاه قبر مرحوم ملاعلى كنى را ۱ زيارت كرديم و قبور ديگر از علماء و غيره در همين بقعه بود، زيارت نموديم. در مقبره سپهسالار مجسمه او را هم تماشا كرديم. بعد در صحن مبارك لب نهر (نهر بزرگى است كه از جلو ايوان مبارك مى گذرد) نشسته منتظر شديم كه آقا سيدجواد بيايد به شهر برگرديم. آقا ميرزا قوام و آقا ميرزا محمد بنا داشتند كه شب در زاويه مقدسه باشند، ولى ما چون وعده افطار داده بوديم، مجبور بوديم كه به شهر برگرديم. اين بود كه آنها از ما جدا شدند و من و آقا سيد على اكبر به انتظار آقا سيد جواد نشستيم تا اين كه آمد ولى ما تا پاى ماشين برسيم، سوت ۲ حركت ماشين را زدند. دست ما نرسيد. وسيله ديگر هم نبود، غير از الاغ آنهم
1.مرحوم حاج ملاعلى كنى، از معاريف علماء دوره ناصرالدين شاه بوده، از شاگردهاى صاحب جواهر، هر سال شاه دو بار به منزل او مى رفته، تفقد از او مى كرد. احكامش را به اجرا مى گذاشت. او بعد از مراجعت از نجف دست به امر زراعت مى زند. در اين امر هم خوش اقبال بوده، زمين باير يا ده خرابى بى آب را كه براى زراعت خريده بود، در اينجا قناتى احداث كرده بود. از اقبال او قناتى كه آب پرزور داشته، در ملك او بيرون آمد، از اين ناحيه به ثروت معتنابه، دست يافته بود. علماى طهران همه احترامش كرده، خاضع بودند تا اين كه در ۲۷ محرم سنه ۱۳۰۶ وفات كرد. [روزنامه خاطرات اعتماد السلطنة].
2.اصل: سود.