حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 415

و سى و هشت [1238] از شدت بارندگى و طغيان سيل رخنه در قبر شريف بروز نمود، خواستند آن را مرمت نمايند، اطراف آن را كندند، به سردابى رسيد كه مدفن آن بزرگوار بود. در آنجا جسد شريف او را سالم يافتند كه عارى از كفن شده، ولى مكشوف العورة نيست. در انگشتان وى اثر خضاب بود و در اطراف انگشتان رشته هايى از كفن پوسيده، مانند فتيله باقى مانده. در طهران اين خبر كه شايع شد جماعتى از علما و اعيان مركز داخل سرداب شده، مشاهده كردند؛ حتى فتحعلى شاه هم خودش خواسته داخل سرداب شود، ولى رجال و اركان دولت صلاح نديدند كه او به سرداب داخل شود، اما به تواتر، مطلب به مرتبه عين اليقين رسيد. پس شاه امر فرمود، آن رخنه را گرفتند و بقعه شريفه را تزيين نمودند.
استاد ما حضرت آقاى آقا شيخ زين العابدين زنجانى از استاد خود آقاى شريعت اصفهانى كه فعلاً در نجف مدرس و در عداد مراجع تقليد است ۱ او هم از پدر آقاى حاج شيخ رحيم كه در كربلا فعلاً پيشنماز است، نقل كرد كه گفته بوده من خودم از جمله داخلين در سرداب بودم كه جسد شريف آن جناب را زيارت و مخصوصاً دست به بازويش زدم كه چاق و سمين بود. بارى وفات صدوق در سنه سيصد و هشتاد و يك [381] اتفاق افتاده رحمه اللّه عليه.
بعد از چند ساعت برگشته به زيارت حضرت عبدالعظيم، شب جمعه بود كه بساط سينه زنى در بالاسر حرم و دعاى كميل در بعضى از حجرات صحن برپا بود. ما نيز در گوشه و كنار استفاده مى كرديم. بعد لب حوض صحن نشسته، بعضى از مراسلات كه لازم بود، از جمله مرقومه حقير خدمت استاد محترم آقاى شيخ

1.مرحوم آقاى شريعت اصفهانى بعد از وفات مرحوم آقا ميرزا تقى شيرازى كه ۱۰ ذيحجه ۱۳۳۸ اتفاق افتاد مرجعيت تقليدى پيدا كرد و لكن «خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود» هشتم ربيع الثانى ۱۳۳۹ وفات كرد.

صفحه از 426