اين زمينه، پيرو ابوثور بود. ۱ در مجلس حارث محاسبى (م 243ق)، از مشايخ عصر كه تمايلات اعتزالى داشت، و دايى خود، حاضر مى شد و سرى براى او دعا كرد كه «خداوند تو را محدّثى صوفى كند، نه صوفى محدّث». جنيد، از نخستين كسانى است كه در بغداد، از علم توحيد به شيوه صوفيان و عارفان سخن گفت. ۲
در واقع او تلاش كرد «تصوّف را به صورت علم در بياورد و در كنار كلام و علم شريعت براى آن جايى باز كند و همين نكته، بعدها تصوّف را از جوشندگى و فياضى كه به عنوان حال داشت بيرون آورد و آن را در رديف ساير علوم قال قرار داد». ۳ عطار، از قول او نقل مى كند كه گفت: «هر كه حافظ قرآن نباشد و حديث پيغامبر ننوشته باشد، به وى اقتدا مكنيد؛ زيرا كه علم، به كتاب و سنّت بسته است». و حتى نقل است كه وى «جامه به رسم علما پوشيدى». ۴
همين مسئله باعث شده است كه ابن نديم او را از متكلّمان مذهب صوفيه معرفى نمايد، ۵ در حالى كه جنيد به شدّت از مجادلات به شيوه متكلّمان پرهيز داشت. بى ترديد، يكى از عوامل مؤثّر در اين اقدام، محيط فرهنگى و سلطه مباحث علمى، بر تمام محافل اجتماعى آن روز گار، بخصوص بغداد بوده است كه صوفيه را وادار نمود به زبان روز ـ كه همان زبان علم و كتاب بود ـ ، عقايد خود را بيان نمايند. ۶ با اين حال، عده اى از شيوخ، با شيوه تعليمى جنيد مخالف بودند و آن را نمى پسنديدند. مانند ابو
1.طبقات الصوفية، ص ۱۲۹.
2.به گفته سلمى، اوّلين نفرى كه از توحيد در بغداد سخن گفت، سرى سقطى بود (طبقات الصوفيه، ص ۵۲).
3.جستجو در تصوّف ايران، ص ۱۱۴ و ۱۱۵.
4.تذكرة الأولياء، ص ۱۰ و ۲و ۲۱.
5.الفهرست، ابن نديم، ص ۳۴۸.
6.آثار تأليفى جنيد، عبارت بودند از: الرسائل، شامل رسالاتى در توحيد، الوهيت ،غنا و ...، امثال القرآن و دواء القرآن كه برخى از آنها باقى مانده است.