187
صافي در شرح کافي ج1

[حديث] ششم

۰.اصل: [أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ ، عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ ، عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ ، قَالَ :] قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام :«مَنْ كَانَ عَاقِلاً ، كَانَ لَهُ دِينٌ ، وَمَنْ كَانَ لَهُ دِينٌ ، دَخَلَ الْجَنَّةَ» .

شرح: الدِّين (به كسر دال): خوارى و فروتنى نزد كسى؛ و مراد اين جا، فروتنى نزد اللّه تعالى است به اقبال و اِدبار كه مذكور شد در حديث اوّلِ اين باب؛ و آن است ايمان حقيقى.
يعنى: گفت امام جعفر صادق عليه السلام كه: هر كه هست خردمند، هست او را ايمان حقيقى. و هر كه هست او را ايمان حقيقى، داخل بهشت مى شود؛ چه غير مؤمن حقيقى كارش با اللّه تعالى است، چنانچه بيان شد در شرح «وَالْأَمْرُ فِي الشَّاكّ» تا آخر در خطبه.

[حديث] هفتم

۰.اصل: [عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ ]عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام ، قَالَ :«إِنَّمَا يُدَاقُّ اللّه ُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا» .

شرح: يُدَاقُّ (به دال بى نقطه و تشديد قاف) به صيغه مضارع معلومِ غايب باب مفاعله است.
الْعُقُول (جمع عقل): خردمندى ها، و خردها. و بنا بر اوّل، مراد، طبقات خردمندى هاى بندگان است كه مختلف مى شود به اختلاف وسع كه داده اللّه تعالى است، يا مراد، خردمندى هاى مجاوران آن بندگان است از انبيا و اوصيا و مانند ايشان. پس در جايى كه عقلا بيشتر باشند، خرده گيرى بيشتر مى شود بر كافران و منافقانِ آن جا، چنانچه عذاب زنان پيغمبر در نافرمانى، دو برابر عذاب زنان ديگر است. و بنا بر دوم، مراد اين است كه: خرده گيرى بيشتر مى شود بر صاحب زيركى رسا؛ كه چرا با وجود آن، راه باطل گزيدى؟
يعنى: روايت است از امام محمّد باقر عليه السلام ، گفت كه: جز اين نيست كه خرده گيرى مى كند اللّه تعالى بندگان را در حساب در روز قيامت و بر قدر آنچه در دنيا به ايشان داده از خردمندى ها.


صافي در شرح کافي ج1
186

[حديث] چهارم

۰.اصل: [مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى ، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ ، قَالَ : ]سَمِعْتُ الرِّضَا عليه السلام يَقُولُ : «صَدِيقُ كُلِّ امْرِىً?عَقْلُهُ ، وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ» .

شرح: شنيدم از امام رضا عليه السلام مى گفت كه: دوست هر كس خردمندى اش است و دشمن هر كس ناخردمندى اش است؛ چه اگر خردمندى دارد، پيروى حق دارد و دشمنى هيچ كس به او ضرر نمى رساند و دوستان ديگر عبس اند. و اگر ناخردمندى دارد، پيروى باطل دارد و دوستى هيچ كس به او نفع نمى رساند و دشمنان ديگر بيكارند.

[حديث] پنجم

۰.اصل: [وَعَنْهُ، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ، قَالَ: ]قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ عليه السلام :إِنَّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبَّةٌ وَلَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعَزِيمَةُ ، يَقُولُونَ بِهذَا الْقَوْلِ ، فَقَالَ عليه السلام : «لَيْسَ أُولئِكَ مِمَّنْ عَاتَبَ اللّه ُ ، إِنَّمَا قَالَ: « فَاعْتَبِرُواْ يَأُوْلِى الْأَبْصَارِ »۱ » .

شرح: گفتم امام رضا عليه السلام را كه: به تحقيق نزد ما جمعى هستند كه ايشان را دوستى با شما هست و نيست ايشان را آن جِدّ كه مى بايد در دوستى.
مراد اين است كه: موافقتِ مخالفان مى كنند در پيروى ظن؛ چون دين خود را از محكماتِ قرآن به علم و يقين و بصيرت فرا نگرفته اند. اقرار رسمى مى كنند به آنچه ما اقرار مى كنيم. آيا به آن، مؤمن مى شوند يا نه؟
پس گفت امام عليه السلام كه: نيستند اين قوم از خردمندانى كه ادب آموزى كرده ايشان را اللّه تعالى؛ چه اللّه تعالى به اين قوم خطاب نكرده و به خردمندان خطاب كرده كه گفته در سوره حشر كه: «پس عبرت گيريد اى صاحبان ديده ورى ها».
مراد اين است كه: اين قوم، داخل مؤمنان حقيقى نيستند؛ بلكه اهل شك اند و كار ايشان با اللّه تعالى است، چنانچه گذشت در شرح «وَالْأَمْرُ فِي الشَّاكِّ» تا آخر در خطبه.

1.حشر (۵۹): ۲.

  • نام منبع :
    صافي در شرح کافي ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : درایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 89942
صفحه از 500
پرینت  ارسال به