215
صافي در شرح کافي ج1

۰.اصل: «وَقَالَ : «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَقَائِماً يَحْذَرُ الْاخِرَةَ وَيَرْجُواْ رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْألْبَابِ» » ۱ .

شرح: ابن ابى قحافه فتنه ساخت، به اين روش كه ابن خطاب و ابو عبيدة بن جرّاح و سالم مولاى ابو حذيفه و عبد الرحمان بن عوف و مغيرة بن شعبه را در زمان حيات حضرت رسول صلى الله عليه و آله در حَجّة الوداع در درون كعبه جمع كرد و هم قسم شدند و كاغذى نوشتند كه اگر محمّد ميرد يا كشته شود، خلافت را با على و ساير اهل بيت محمّد وانگذارند، چنانچه در «كِتَابُ الرَّوْضَة» پيش از حديث قوم صالح مذكور است و در كتاب سليم بن قيس هلالى و در كتاب احتجاج طبرسى، معاذ بن جبل به جاى عبد الرحمان بن عوف و مغيرة بن شعبه است.
و اللّه تعالى خبر داد رسول خود را در اين آيت ها از آن فتنه و خبر داد از گمراهى ابن ابى قحافه و كمىِ زمان خلافتش ـ و مشهور، دو سال و چهار ماه، يا سه ماه نه روز است ـ و خبر داد از راه خلاص شيعه اماميّه از آن فتنه تا روز قيامت، و گفت در سوره آل عمران كه: «أَفَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ»۲ : آيا پس بنا بر پيمان منافقان، اگر محمّد ميرد يا كشته شود، برمى گرديد بر پاشنه هاى خود؛ به معنى اين كه مرتد مى شويد از ايمان به خدا و رسول. و دعوى ايمان مى كنند مانند كسى كه برگردد از جايى، به اين روش كه پاشنه را پيش رو كند؛ و اين قسم برگشتن را قهقرا مى نامند.
و رسول صلى الله عليه و آله خبر داد زن خود، زينب را از اين فتنه، و گفت از روى اضطراب كه: لَاإِلهَ إِلَا اللّه ُ. واى بر عرب از شرّ و فسادى كه نزديك شد. گشوده شد امروز از بند، يأجوج و مأجوج اين قدر ـ و انگشت شصت خود را با انگشت پهلوى آن، حلقه كرد ـ چنانچه مذكور است در آخرِ نصف اوّل كتاب بخارى در «بَابُ قَوْلِ اللّه ِ تَعَالى: «وَ يَسْئلُونَكَ عَن ذِى الْقَرْنَيْنِ»۳ ». ۴
أَمْ ۵ در اين جا، به معنى بلكه و استفهامِ انكارى است.
يعنى: و گفت در سوره زمر كه: «وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ» [الآية] ۶ : و گردانيد مردى براى اللّه تعالى مانندها كه امامان باطل باشند؛ چه بى رخصتِ اللّه تعالى فرمان بردارى ايشان مى شود. پس معبودان خواهند بود تا مردمان را بعد از رسول صلى الله عليه و آله گمراه كنند و گردانند از راه اللّه تعالى كه پيروى امامان حق باشد. بگو ـ اى محمّد ـ كه بهره مند شو به كفر خود، اندك زمانى. به درستى كه تو از اهل جهنّمى؛ بلكه گمان برى كه از اهل جهنّم، كسى است كه او به جا آورنده طاعت است در ساعت هاى شب، خواه در حال فروتنى و مظلومى، و خواه در حال ايستادن به كارِ امامت؛ چه دين خود را به بازيچه نگرفته و پيروى ظن نمى كند. مى ترسد از عذاب آخرت و اميد مى دارد رحمت صاحب كلِّ اختيار خود را.
اين اشارت به اين است كه: هر كه قبول نكند امام حق را، كافر است. پس يا ابن ابى قحافه و تابعانش كافرند، يا على بن ابى طالب و تابعانش كه فاطمه و حسن و حسين تا آخر دوازده امام باشند؛ چه مخالفان، اقرار كرده اند كه على عليه السلام بيعت با ابوبكر نكرد تا شش ماه و بعد از فوت فاطمه و زيادتىِ بد سلوكىِ هواخواهان ابن ابى قحافه، لَاعَلَاج بيعت كرد، چنانچه در كتاب بخارى مكرّر نقل شده. و در «كِتَابُ الرَّوْضَة» بعد از حديث قوم صالح، اين است كه: مراد به آن مرد، ابوبكر است و مراد به مَن هُو قانِتٌ تا آخر، على عليه السلام است.
بگو ـ اى محمّد ـ كه : آيا برابر مى توانند بود جمعى كه مى دانند جميع مسائل دين را و جمعى كه نمى دانند؟ اين، اشارت به اين است كه تا روز قيامت، اشتباهى نخواهد بود نزد صاحب انصاف. و فرق، ظاهر خواهد بود ميان سلسله امامان باطل و سلسله امامان حق كه دوازده امام باشند. به خاطر خود، جا نمى دهد اين فرق را كسى، مگر صاحبان مغزها.
مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در باب بيست و يكم ـ كه «بَابُ أَنَّ مَنْ وَصَفَهُ اللّه ُ تَعَالى فِي كِتَابِهِ بِالْعِلْمِ هُوَ الْأَئِمَّةُ عليهم السلام » است ـ اين كه: ما آن جمعيم كه مى دانند و دشمنان ما آن جمع اند كه نمى دانند ـ و شيعه ما، آن صاحبانِ مغزهايند.

1.زمر (۳۹): ۹.

2.آل عمران (۳): ۱۴۴.

3.كهف (۱۸): ۸۳ .

4.صحيح البخاري، ج ۴، ص ۱۰۸.

5.«أم» در «أمَّنْ هو قانتٌ ...».

6.زمر (۳۹): ۸ و ۹ .


صافي در شرح کافي ج1
214

۰.اصل: «وَقَالَ : «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِأُولِى الْألْبَابِ»۱ ».

شرح: و گفت در سوره آل عمران كه: به درستى كه در آفريدن آسمان ها و زمين و دگرگون شدن شب و روز، هر آيينه دليل ها بر ربوبيّت اللّه تعالى هست براى صاحبان مغزها؛ چه ايشان اقرار مى كنند كه اينها به عبث و بازيچه آفريده نشده و پيروى ظن نكرده، سعى در طلب علم دين از اللّه تعالى به سبب پيغمبران مى كنند.

۰.اصل: «وَقَالَ : «أَفَمَنْ يَعْلَمُ أنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الحقّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولوُا الألْبَابِ» » ۲ .

شرح: و گفت در سوره رعد كه: آيا آن كس كه مى داند و اقرار مى كند كه قرآنى كه فرو فرستاده شده به تو ـ اى محمّد ـ از صاحب كلّ اختيار تو در بيان آنچه بى مكابره اختلاف در آن و در دليل آن رود، به كار آمدنى، آن است و بس. و هر بيان كه در قرآن نباشد، پوچ و به كار نيامدنى است، مانند كسى است كه او كور است و اقرار به اين نمى كند. به خاطر خود جا نمى دهد اين اقرار را، يا تفاوت ميان اين دانا و آن كور را كسى، مگر صاحبان مغزها كه شيعه دوازده امام اند.

1.آل عمران (۳): ۱۹۰.

2.رعد (۱۳): ۱۹.

  • نام منبع :
    صافي در شرح کافي ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : درایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 89890
صفحه از 500
پرینت  ارسال به