219
صافي در شرح کافي ج1

۰.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ دَلِيلاً ، وَدَلِيلُ الْعَقْلِ التَّفَكُّرُ ، وَدَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ ؛ وَلِكُلِّ شَيْءٍ مَطِيَّةً ، وَمَطِيَّةُ الْعَقْلِ التَّوَاضُعُ ؛ وَكَفى بِكَ جَهْلاً أَنْ تَرْكَبَ مَا نُهِيتَ عَنْهُ ».

شرح: شَيْء (دو جا به فتح شين بانقطه و سكون ياء و همزه) در اصل مصدر باب «عَلِمَ» است به معنى خواهش؛ و مستعمل مى شود به معنى چيز، به اعتبار اين كه هر چيز به مشيّت اللّه تعالى است، چنانچه مى آيد در «كِتَابُ التَّوْحِيد» در «بَابٌ فِي أَنَّه لَا يَكُونُ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ إِلَا بِسَبْعَةٍ» كه باب بيست و پنجم است و مراد اين جا، چيزى است كه اللّه تعالى خواسته از بندگان و امر به آن كرده و از آن جمله است عقل به معنى خردمندى.
الدَّلِيل: راهنما؛ و اين جا عبارت است از باعث ديده ورى در كارى.
مراد به صَمْت، سكوت از حكم از روى اعتقاد مبتدا يا از روى ظن در مُختلفٌ فِيه است. و اين مبنى بر اين است كه كسى كه حكم كرد به احد طرفين، فكرش خالى نمى باشد از خواهش نفس و ميل سوى آنچه حكم به آن كرده، پس ديده ورى در فكر ندارد.
الْمَطِيَّة (به فتح ميم و كسر طاء بى نقطه و تشديد ياء دو نقطه در پايين): مركوبى كه سوارش را زود به منزل رساند؛ و مراد اين جا، مددكار است.
يعنى: اى هشام! به درستى كه براى هر مأمورٌ بِه است راهنمايى كه باعث ديده ورى در آن مى شود. و راهنماى خردمندى، فكر است در عاقبت كارها. و راهنماى فكر، خاموشى است. و به درستى كه براى هر مأمورٌ بِه است مركوبى كه مددكار آن مى شود. و مركوب خردمندى، فروتنى است نزد حق ؛ چه تكبّر و دعوى هاى گزاف، خردمند را از راه وامى دارد. و بس است تو را در ناخردمندى، اين كه كنى چيزى را كه اللّه تعالى تو را نهى از آن كرده و آن، خودرأيى است؛ چه اين دليلِ ظاهر است بر ناخردمندى.


صافي در شرح کافي ج1
218

۰.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ اللّه َ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ : «إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ»۱ يَعْنِي عَقْلٌ».

شرح: اى هشام! به درستى كه اللّه تعالى مى گويد در كتاب خود در سوره ق كه: به درستى كه در بيان احوال اهل بهشت و اهل جهنّم، هر آينه به ياد انداختن حق است براى كسى كه بوده باشد او را دلى. امام عليه السلام گفت كه: يعنى خردمندى؛ چه ناخردمند، مانند كسى است كه دل ندارد.

۰.اصل: «وَقَالَ: «وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الحِكْمَةَ»۲ قَالَ : الْفَهْمَ وَالْعَقْلَ».

شرح: فَهْم (به فتح فاء و سكون يا فتح هاء): ضدّ حُمق، يا ضدّ غَباوت است، چنانچه مى آيد در حديث چهاردهمِ اين باب.
يعنى: و گفت در سوره لقمان كه: و هر آينه به تحقيق داديم لقمان را حكمت. امام عليه السلام فرمود كه: مراد به حكمت، هوشمندى و خردمندى است، نه پيغمبرى.

۰.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ لُقْمَانَ قَالَ لِابْنِهِ : تَوَاضَعْ لِلْحقّ تَكُنْ أَعْقَلَ النَّاسِ ، وَإِنَّ الْكَيْسَ لَدَى الْحقّ يَسِيرٌ ، يَا بُنَيَّ إِنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا عَالَمٌ كَثِيرٌ ، فَلْتَكُنْ سَفِينَتُكَ فِيهَا تَقْوَى اللّه ِ ، وَحَشْوُهَا الْاءِيمَانَ ، وَشِرَاعُهَا التَّوَكُّلَ ، وَقَيِّمُهَا الْعَقْلَ ، وَدَلِيلُهَا الْعِلْمَ ، وَسُكَّانُهَا الصَّبْرَ ».

شرح: الحقّ : به كار آمدنى. پس باطل به كار نيامدنى است و هر جا كه حق و باطل استعمال كنند، اين دو معنى، منظور است و مراد اين جا به حق، آدابى است كه اللّه تعالى در كتاب خود به پيغمبر هر زمانى فرستاده.
سُكّان (به ضمّ سين بى نقطه و تشديد كاف) جمع ساكن است؛ و مراد اين جا، دنباله كشتى است كه مانند جلو است براى كشتى، به اعتبار اين كه هر كشتى كه آن را ندارد، مسافران دريا در آن ساكن نمى شوند.
يعنى: اى هشام! به درستى كه لقمان حكيم گفت پسرش را كه: فروتنى كن براى احكام كتاب اللّه تعالى تا باشى خردمندترِ مردمان. و به درستى كه خردمندِ نزد حق، كم است؛ چه بيشتر مردمان، كتاب الهى را گذاشته، از پى شبهت ها مى دوند. اى پسرك من! دنيا دريايى است ته دار . ۳ به تحقيق فرو رفته و هلاك شده اند در دنيا جمعى بسيار . پس بايد كه باشد كشتى نجات تو از اين دنياى پر شر و شور، ترس اللّه تعالى. و باشد متاع كشتى تو، گرويدن به خدا و رسولش. و باشد بادبان كشتى تو، واگذاشتن كار خود به خداى تعالى كه آنچه او گويد كه بكن، كنى و آنچه گويد كه مكن، نكنى. يا مراد، اين است كه: طلب حاجت هاى خود از او كنى. و باشد كارفرماى كشتى تو، خردمندى. و باشد راهنماى كارفرماى كشتى تو، عمل به مقتضاى علمِ حاصل از محكمات كتاب الهى، به معنى اين كه اوّل از پى محكمات كتاب الهى رَوى تا متشابهات، معلوم شود و پيروى ظن نكنى. و باشد سُكّان كشتى تو، صبر كه چيزى كه ندانى نگويى و نكنى كه مبادا كشتى از راه راست به در رود.

1.سوره ق (۵۰): ۳۷ .

2.لقمان (۳۱): ۱۲.

3.عميق.

  • نام منبع :
    صافي در شرح کافي ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : درایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 89886
صفحه از 500
پرینت  ارسال به