143
الذّريعة الي حافظ الشّريعة ج1

الجواب

مغتفر باشد چنين راى سخيفنزد حق از ناقص العقل ضعيف
ز آنكه بروى وَهْم مستولى شدهعقلش از تسديد ، عاجز آمده
لا جرم در تحت حكم او بُوَدآنچه فرمايد بدان قايل شود
گر كند در غير جسم و حال جسمفكر و انديشه فتد اندر طلسم
غير حسّى نزد او موجود نيستنفى آن پس لايق معبود نيست
با چنين حالت بود مخلص اگراجر دادن نيست از حكمت بدر

ردّ الجواب

عقلى ار نبود چو عقلِ اَزكيابايدش تعليم گيرد زانبيا
انبيا را چيست تعليم عقولگوش كن گر نيستى ز اهل فضول
رفع ستر آنچه بتوانند ديدنقل و ذكر آنچه بايَدْشان شنيد
مى شود ظاهر عيار رأى هاگر همى سنجى بقول انبيا
چون شود آرا خلاقِ محكماتدر نظر آيد صحيح آن ترّهات
منكشف گردد كه ناقص بوده عقلپس بَرو لازم شود تقليد نقل
وصف ذات اقدس حق چون كندبايد از قول رسل درنگذرد
نيست معذور او زراه ضعف عقلگر گريزد در پناه ضعف عقل
زانكه در تقليد دين تقصير كرددر خيالش ممكنى تصوير كرد
گشت آن معبودش اندر روز و شبممكن مربوب را ناميده ربّ
غير خالق را عبادت مى كندوآن عبادت هم به عادت مى كند
باشدش شامل شود عفو خداليك اجرش نيست در حكمت روا

ردّ الردّ

آنچه گفتى گرچه حقّست و صوابشاهد حقّيّتش نصّ كتاب
«فاسألوا» فرموده در قرآنْ إلهتا كه مسترشد نباشد بسته راه
ليك مستضعف در اصناف بشرگشته داخل از قضا و از قدر
«فاسئلوا» چون بشنوى از گوش جانآيه «لا يستطيعون» هم بخوان
باشد استضعاف تا حدّى رسدكه سؤال اندر خيالش نگذرد
عقلها را كرده خالق در نهادمختلف اقدار بر حسْب مواد
شعله ها هر يك به حدّى منتهى استمشعلى از شمع جستن ابلهى است
جمله واقع دان به تدبير ازلاز حكيم ذو الجلال لم يزل
وضع عالم، جمله بر حكمت نهادهركسى را آنچه مى شايست داد


الذّريعة الي حافظ الشّريعة ج1
142

تنبيه

هان تأمّل كن درين نقل شريفكاندران مطوى بود سرّ لطيف

استكشال

ظاهر عابد بُوَد تجسيم ربّزان ، حمار از بهر رب كردى طلب
با چنين رأى بد زشت دغلچون توانش داد اجرى بر عمل

  • نام منبع :
    الذّريعة الي حافظ الشّريعة ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : الدرایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    الاولی
تعداد بازدید : 166887
صفحه از 637
پرینت  ارسال به