267
الذّريعة الي حافظ الشّريعة ج1

تخم را استحالات واقع شود و صورت جوجكى متكوّن شود و چون يكى از والدين بضرورت به طلب غذا رود ، ديگرى بر روى بيضه نشيند تا وقتى كه صاحبش مراجعت كند و دانستن آنكه اگر او نيز بر خيزد تخم سرد مى شود و سرد شدن در اثناى تكوّن، موجب فساد جوهر ذات مى شود . و خالق رؤوف رحيم چنانكه جنين را از خون حيض و استحاضه تغذيه مى كند، از سپيدى تخم غذاى او را آماده و مهيّا كرده ؛ زيرا كه نه اورا راهى به بيرون هست و نه ابوين را راهى به اندرون و چون به حدّ كمال رسيد و اجزاى بدنش تمام شد ، افاضه روح و قلب مى شود بروى و پادشاه على الاطلاق حاكمى واليّى براى مملكت بدن او تعيين مى فرمايد و والدين او را به حرارت غريزى خود مى پر[و]رند و هر يك بر گرسنگى و تشنگى صبر مى كند تا رفيقش باز آيد، هر چند به سبب آنكه دير به روزى خود بر خورد و دير مراجعت نمايد و آن رفيق نيز چون قدر ضرورى تحصيل كرد ، ديگر از راه حرص و شره بر التذاذ ، دير كردن را بر خود جايز نمى داند و خود را به رفيقش مى رساند تا او نيز به طلب روزى رود و خود به جاى او نشيند . و به اين قرار مدتى مى گذرانند و ملال بهم نمى رسانند و از دير آمدن جوجه، مأيوس از آن نمى شوند، هر چند نوبت اوّل تولّد باشد .
و بعد از آنكه جوجه را بيرون آوردند، چون پارچه گوشتى است و مو بر اعضاى آن نروييده و تاب مباشرت هوا ندارد ، والدين بر سبيل تناوب او را در تحت جناح خود از حرّ و برد محافظت مى كنند تا آنكه مدبّر حكيم او را به خلعت شَعر مخلّع گرداند، آنگاه هر دو به طلب غذا مى روند ، هم از براى خود وهم از براى جوجهاى خود ، پس يك يك از غذايى كه در چينه دان ايشان استقرار يافته و با رطوبات آميخته شده و قدرى از صلابتى كه داشته كم شده و نرم گرديده ، برمى گردانند و اوّلاً منقار جوجه را به دهان گرفته، بادى به معده ورودهاى او مى دمند تا چون عصبا نيست تمدّد كند ووا شود و غذا در آن ، حركت تواند كرد ، پس غذا را از كنار دهان به دهان او


الذّريعة الي حافظ الشّريعة ج1
266

قوله : (لَيْسَ لَهُما مَكانٌ إلّا مَكانُهُما) .] ح ۱ / ۲۱۵]
في حاشية السيّد الجليل الرفيع :
دلّ ۱ على اضطرارها ؛ لأنّه متى رأى العاقل حركة منضبطة على نسقٍ واحد لا يتغيّر أبدا ، تحدّس بأنّ المتحرّك بها غير مختار ، كما في الجمادات يتحدّس من عدم اختلاف مقتضياتها ـ مخلّى بطبائعها ـ بعدم اختيارها . ۲
أقول : يعني قدس سره أنّ العاقل يجد حركة كلّ منهما في مكانه ومجراه على النهج الواقع من نسق التدريج إلى مدّة معيّنة ، ثمّ الاستئناف بعد انقضاء المدّة إلى مدّةٍ اُخرى مثل المدّة الاُولى لها دخل عظيم في انتظام أجزاء العالم من أنواع الحيوان والنبات والمعادن ـ كما فصّل الصادق عليه السلام في توحيد المفضّل ـ فيتحدّس من ثبات هذا النسق ودوام جريهما على هذا النهج ـ الذي ينفع الحيوانات في تعيّشها من جهة المآكل والمشارب والنباتات والأشجار في نموّها وتغذّيها إلى غير ذلك من الانتفاعات ـ باضطرارهما ، بمعنى أنّ حكيما مدبِّرا قادرا قاهرا اضطرّهما على هذه الأفعال المحكمة المتقنة ؛ إمّا بأن يكون الفعل له، وهما آلتان لا شعور لهما بأفعالهما ، أو بأفعال مستعملهما كالفأس والمنشار اللذين يستعملهما النجّار ، والقوى الهاضمة والدافعة وغيرهما التي تستعملها النفس ، أو بأن يكونا ذوَيْ شعور وإرادة ولكنّهما تحت تسخير ذلك الحكيم القاهر ، ولا يريدان إلّا ما في تدبيره وتقديره .
وإن شئت أن ترى الأفعال الإراديّة التسخيريّة ، فانظر بعين التأمّل والعبرة إلى حال الطيور سيّما الطير المستأنس بالإنسان المسمّى بالقُمْري، وقد فصّلت ما شاهدت من أحواله في شرح كتاب الإهليلجة للصادق عليه السلام ، وها أنا اُورد هاهنا ما ذكرت هناك وهو هذا :
اگر كسى بنظر عبرت ملاحظه نمايد در احوال قُمرى و ساختن ايشان جهت بيضه گذاردن و از خار و خاشاك كه به منقار از اينجا و از آنجا جمع آورده [در] محوّطه تعبيه نمودن كه بيضها نغلطند و بر روى بيضه خوابيدن تا به حرارت غريزى بدن ، زرده

1.في المصدر : «دليل» .

2.الحاشية على اُصول الكافي لميرزا رفيعا ، ص ۲۴۰ .

  • نام منبع :
    الذّريعة الي حافظ الشّريعة ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : الدرایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    الاولی
تعداد بازدید : 166148
صفحه از 637
پرینت  ارسال به