گزاره‏ هاى دينى در مثنوى - صفحه 63

پس ترا هرلحظه مرگ ورجعتى ستمصطفى فرمود دنياساعتى ست
(دفتر اول ـ بيت 1142)
كه اشاره اى است به عبارت «الدنيا ساعة فاجعلها طاعة » كه مـؤّلف اللؤلؤ المـرصوع آن را از موضوعات شمرده 1 لكن مولوى آن را از كلام رسول صلى الله عليه و آله وسلم نقل مى كندو بنابر آن چه دكتر زرين كوب در اين باب آورده اند، ظاهرا از كلمات قدماى زهّاد بوده است.
از اين زمره مى توان حديث «كنتُ كنزا مخفّيا فاحببتُ اَن أعرَف» را هم ياد كرد كه مولوى مكّرر بدان اشاره كرده است، همچنين «الشيخ فى بيته كالنبىّ فى قومه» و «مثل المؤمن كمثل المزمار، لايُحسن صوته الاّ بخلاء بطنه» را كه وى از قول رسول صلى الله عليه و آله وسلم نقل مى كند، ذكر كرد.پاره اى حكايات مأخوذ از روايات مغازى وسيره رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نيز بدان صورت كه درمثنوى هست، اصل و مستند قابل اعتمادى ندارد واكثرا بر گرفته از روايات عوام صوفيه مى باشد.
چرا مولوى آن چه را كه در احاديث صحاح اصلى ندارد، به پيامبر صلى الله عليه و آله وسلممنسوب كرده است؟ دكتر زرين كوب گفته است: «....علاقه خاص و عام به احاديث نبوى و اين كه هر چه در مكارم اخلاق و فضايل اعمال نقل مى شده، به نحوى مأخوذ از نور مشكاة نبوّت تلقى مى شد،ظاهرا سبب شده كه مولانا هم پاره اى ازاقوال و كلمات ديگران را ـ از آن رو كه در مجالس صوفيه به عنوان حديث شهرت داشته است ـ در طىّ سخن به همين عنوان نقل كند. و وقتى امام غزاّلى هم در تصنيف احياء علوم الدين برايش همين امر پيش آمده باشد،...درباره مولانا كه اثر وى مشتمل بر شعر و قصّه است ومخاطب آن هم خواّص اهل علم نيست، آشكار است كه وقوع در اين لغزشگاه اجتناب ناپذير خواهد بود... غالب آن است كه از تأثير مطالعه كتب (احياء علوم الدين غزّالى، حلية الاولياء حافظ ابى نُعيم و رساله قشيريه امام ابوالقاسم قشيرى) در خاطر وى باقى مانده باشد ودر هنگام نظم مثنوى به عنوان حديث به ذهنش آمده باشد.» 2 باتوجه به اين حقايق، اكنون به نوع بهره گيرى مولوى از آن چه ـ حداقل نزد او وساير

1.ـ همان، ص ۱۳

2.ـ زرين كوب، سرّنى، ج ۱، ص ۴۳۳ و ۴۳۴.

صفحه از 77