گزاره‏ هاى دينى در مثنوى - صفحه 67

راحة للعقل» 1 يا آن جا كه به نقل از حكمت هاى آل داود فرمودند: « على العاقل اَن يكون عارفا بزمانه، مُقبلاً على شأنه وحافظا للسانه ». 2
همچنين مولوى گاه برخى احاديث رااز پاره اى جهات موافق فحواى اقوال شيعه آورده است . البته نه بدان گونه كه از تمام جهات باآن چه در روايات شيعه هست، مطابق باشد. از جملـه اشـاره به مضمـون حديـث «اَنا مدينة العلم و علـىٌّ بابها فمن اَراد العلمَ فليأت الباب» 3 مى باشدكه درحكايت «خدوانداختن خصم درروى اميرالمؤمنين عليه السلام » از زبان آن كافر خطاب به حضرت مى آورد:

چون تو بابى آن مدينه علم راچون شعاعى آفتاب حلم را
باز باش اى باب برجوياى بابتا رسند از تو قشور اندر لباب
(دفتر اول ـ ابيات 4 و 3763)
اين ها تنها چند نمونه از خيل تبيينات هنرى مولوى است.

برخورد هنرى

امّا از موارد برخورد هنرى مولوى با حديث، يكى آن جاست كه مى گويد:

بود شيخى رهنمايى پيش ازينآسمانى شمع، بر روى زمين
چون پيمبر در ميان امّتاندرگشاى روضه دارالجنان
گفت پيغمبر كه شيخِ رفته پيشچون نبى باشد ميان قوم خويش
(دفتر سوم ـ 1774)
در اين جا، او در باب مقام شيخ در بين مريدان، استناد به حديثى از پيامبر مى كند كه: «الشيخ فى اهله كالنبىّ فى امّته».اين حديث را سيوطى در اللئالى المصنوعه از موضوعات شمرده است ۴ . مسلم است كه منظور مولوى از «شيخ» اصطلاح عرفان است، و

1.ـ مجلسى، بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۲۷۶

2.ـ كلينى، الكافى، ج ۲، ص ۱۱۶

3.ـ مجلسى، بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۲۰.نيز رك. ج ۲۴،ص ۱۰۷و۲۰۳،ج ۲۸،ص ۱۹۹.

4.ـ سيوطى، اللآلى المصنوعة، ج ۱، ص ۱۵۳ [ درمجامع حديثى اهل تسنن نيز يافت نمى شود.]

صفحه از 77