گزاره‏ هاى دينى در مثنوى - صفحه 71

مطرب باقى بسپارد، تا نغمات دلنشينى از ساز وجودش به گوش رسد. ۱ اصل سخنى كه به موجب آن مؤمن به مزْهَر و مزمار تشبيه شده ـ و در مثنوى قول پيامبر و به عبارت دكتر زرين كوب، همچون حديث معتبر تلقى شد ـ چنين است:« مثل المؤمن كمثل المَزمار لايُحسن صوته اِلاّ بخلاء بطنِه » ۲ استاد فروزانفر درباره ى صحت و سقم انتساب آن به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلممعتقد است، «اين عبارت كه مولانا آن را حديث پنداشته ودر مثنوى ودر ديوان كبيرش بدان استفاده جسته است، اصل آن باتغييرى در عبارت، منسوب به ابو طالب محمّدبن على بن عطّيه مكّى (م 386) از صوفيه بزرگ است. كه آن هم باتفاوتى مختصر گفته يكى از باديه نشينان است » ۳ علاوه بر اين اشكال در سند، آن چه صحّت انتساب حديث را به پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم محل ترديد مى سازد، لفظ «مزهر» و «مزمار» مى دانند، كه اين احتمال را كه منشاء اين سخن قول ابوطالب مكّى بوده باشد، بالا مى برد. چرا كه قراين اقتضا دارد كه اصل آن مربوط به آغاز دوران رواج سماع و آشنايى با مزهر و مزمار در نزد صوفيه بوده است . ۴ در هر حال درون خالى انسان كه با زخمه خداوندى به نوا مى آيد، ابيات آغازين مثنوى را به ياد مى آورد، حديث نيى كه در واقع همان وجود عارف ـ خود مولوى ـ است. مؤلف «شرح مثنوى شريف» اين احتمال را كه مولوى در تشبيه وجود عارف به نى، بايد تا حدّى از همين حديث الهام گرفته باشد، صحّه مى گذارد.ودر باب برداشت او از سخنى كه ريشه در سخنان يك صوفى باديه نشين دارد، مى گويد: «نهايت آن كه مولانا بر [طبق ]عادتِ خود كه از كاهى ضعيف، كوهى بلند و پابرجا مى سازد،ومعانى بسيار مجمل و بى روح را به مدد فكرِ معنى آفرين خود، چاشنى ذوق و زندگى مى بخشد، اين تشبيه را در آغاز مثنوى و در ديوان كبير بسطِ تمامداده و به صورتى بيان كرده است كه

1.ـ زمانى، شرح جامع مثنوى، ج ۶، ص ۱۰۸۹

2.ـ فروزانفر، احاديث مثنوى، ص ۲۲۲

3.ـ فروزانفر، شرح مثنوى شريف، ج ۱، ص ۶، نيز رك: غزالى، احيا، علوم الدين، ج ۲، ص ۹۱

4.ـ زرين كوب، سرّنى، ج ۱، ص ۴۳۴ و ۴۳۵ (همچنين در باب مكتب سماع نزد مولانا رك: همو، بحر در كوزه )

صفحه از 77