مردمان براى راهجويى از ايشان را به خوبى مىرساند. اين همان توجّه دادن به نقش الگويىِ آن بزرگواران و لزوم الگوپذيرى از ايشان است.
در زيارت قبور ائمّه عليهم السلام وارد شده است:
... و أشهد يا مولاي أنّك وفيت بشرائط الوصيّة و قضيت ما لزمك من حدّ الطاعة و نهضت بأعباء الإمامة و احتذيت مثال النبوّة في الصبر و الاجتهاد و النصيحة للعباد و كظم الغيظ و العفو عن النّاس و عزمت على العدل في البريّة و النصفة في القضيّة و... (۴۱: ج ۹۹، ص ۱۶۲)و گواهى مىدهم اى سرور من كه به شرايط وصيّت وفا كردى و آنچه را وظيفه داشتى، گزاردى و به مسئوليّت سنگين امامت، قيام كردى و به مانند مقام نبوّت، در شكيبايى و كوشش و خيرخواهى بندگان خدا و فروبردن خشم و گذشت از مردمان، برآمدى و بر عدل در ميان بشر و انصاف در قضاوت همّت گماردى.
ابواسحاق از حنش كنانى نقل مىكند كه گفت: ابوذر را ديدم؛ وى در حالى كه در كعبه را گرفته بود، مىگفت: اى مردم، هر كه مرا مىشناسد، مىشناسد. هر كه مرا نمىشناسد، من ابوذر هستم. شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلممىفرمود:
مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجى و من تخلّف عنها غرق. (همان: ۲۳، ص ۱۰۵، ح ۳)مثل اهلبيت من مثل كشتى نوح است؛ هر كه بر آن كشتى نشيند، نجات يابد و هر كه از آن اعراض كند، غرق مىشود.
8 ـ 5) در برخى روايات بر ائمّه عليهم السلام اطلاق قائد شده است: «قادة الأمم» (همان: ج 99، ص 127، ح 4) اين قيادت و رهبرى امّتها، عامّ است و شامل هرگونه رهبرى مادّى و معنوى مىشود. لفظ قائد به اين معناست كه ايشان از جلو مىروند و به مردم مىگويند: شما نيز پشت سر ما بياييد، نه اينكه خودشان بايستند و بگويند راه اين است، شما برويد و مواظب باشيد منحرف نشويد. (12: ج 1، ص 208ـ 209) و اين همان معناى اسوهبودن است. رهبرى ائمّه عليهم السلام از نظر زمان و مكان نيز عامّ است و هر امّتى در هر زمان و مكان، از فيض مادّى و معنوى ايشان بهرهمند مىشود.
از آنجا كه ائمّه عليهم السلام در قلّه كوه رفيع معرفت قرار دارند، هر كسى به ميزان توان و